اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

14402
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

12
  • ﴿فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ﴾؛ «خیال کرد می‌تواند قِسر در برود!» ما او را گرفتیم و در دهان ماهی انداختیم؛ وقتی رفت و دید، گفت: ای داد بیداد، از چاله افتادیم در چاه! حالا اینجا در این ظلمات ثلاث، ظلمت شکم و ظلمت درون دریا و ظلمت شب، چه‌کار کنیم؟! ﴿فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمٰتِ أَن لَّآ إِلٰهَ إِلَّآ أَنتَ﴾،1 حالا فهمید، و لابد این ماهی هم چند تا فشار به او داد؛ گفت: ای داد بیداد، آخر کار است، رسیدیم آخر خط! خدایا غلط کردیم!

  • این گوشمالی‌های جلالیّه است! چند تا گوشمالی می‌دهند و هرچه دارد را در می‌آورند؛ یعنی آدم را به جایی می‌رسانند که هیچ مفرّی ندارد، نه رفیق می‌تواند از انسان دست بگیرد، نه پدر و مادر می‌توانند کمک کنند، نه پول می‌تواند چاره‌ساز باشد و نه زن و بچّه، هیچ چیز؛ چنان خودش را در تنگنا می‌بیند که می‌گوید: خدایا، غلط کردم!

  • آقا سیّد جمال گلپایگانی رفت به امیرالمؤمنین گفت: «یا علی، اشتباه کردم! خودت هرکاری می‌خواهی بکنی بکن، ما نیستیم!» چنان علی او را در منگنه انداخت که هرچه داشت درآمد؛ اوضاعش مفصّل است.2

  • ﴿فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمٰتِ أَن لَّآ إِلٰهَ إِلَّآأنتْ﴾؛ «آنجا گفت که فقط تو مؤثّر هستی! (اگر تو من را پیغمبر کردی، آنها را هم این‌طوری کردی!)»

  • آنجا تازه فهمید که یونس برو با مردم سرکن، برو با مردم بساز!

  • پیغمبر ما هیچ‌وقت نفرین نکرد؛ در آن شدائد می‌گفت: «اللَهمَّ اهْدِ قَومی فَإنّهُم لا یَعلَمونَ!»3 پیغمبر کامل بود، پخته بود؛ امّا یونس هنوز خام بود، او را در شکم ماهی فرستاد تا یک اربعین روزی چهار صد دفعه به حال سجده یونسیّه بگوید و حالش درست شود و دیگر از این کارها نکند! وقتی که فهمید قضیه از چه قرار است، عوض شد، و خدا گفت: حالا برو به طرف قومت! آمد دید عجب! همه دارند زندگی می‌کنند! گفت چه شده است؟! فلان شخص گفت: «معذرت می‌خواهیم، ببخشید!» آن دیگری رو کرد به او و گفت: «ببخشید!» آنها هم دیگر حالشان خوب شده بود! اینها همه باید دست به دست هم بدهد، هم حال این باید درست شود و هم حال آنها؛ حال این که عوض شد، کارش درست شد و یک دگرگونی در دلش ایجاد شد و فهمید که مؤثّر خداست و فهمید با آن بندۀ گناهکار نزد خدا هیچ فرقی نمی‌کند، و این طرف قضیه درست شد؛ آنها هم فهمیدند که اگر دست از پا خطا کنند، چوب یونس بالای سر آنها است، و آنها هم عوض شدند؛ پس حالا بیاییم با هم آشتی کنیم،4 و این می‌شود مدینۀ فاضله. مشیّت در قضایای عالم این‌طوری است.

    1. سوره أنبیاء (٢١) آیه ٨٧.
    2. رجوع شود به مطلع انوار، ج ٢، ص ٤٢٠، تعلیقه.
    3. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ١، ص ١٩٢. امام شناسی، ج ١٣، ص ٩٣:
      «بار پروردگار من، قوم مرا هدایت کن! زیرا این کردار آنها ناشی از جهل است.»
    4. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون داستان حضرت یونس و قومش، رجوع شود به تفسیر العیّاشی، ج ٢، ص ١٢٩ ـ ١٣٧.