شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی
2أعوذُ باللَهِ منَ الشّیطانِ الرّجیم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ أشرَفِ المُرسَلینَ
و خاتمِ النّبیّینَ أبیالقاسمِ محمّدٍ و علیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ
و اللعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعین
مِن أینَ لِیَ النجاةُ یا رَبِّ و لا تُستَطاعُ إلّا بِکَ؟!1
تبیین حال خوف و حزن ائمّۀ معصومین و اولیاء الهی
مطلبی ممکن است به ذهن خطور کند و آن این است که آیا اولیاء و ائمّه و افرادی که کارشان تمام است، اینها هم در مقام خوف و رجاء هستند یا اینکه دیگر بر اینها مهر زده شده است و به عبارت دیگر، اینها میدانند که دیگر مسئلۀ آنها تمام است و ﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِ﴾2 مأویٰ و مسکن دارند و خلاصه دیگر مطلبی برای آنها باقی نمانده است؟!
این دعاهایی که ما از ائمّه میشنویم، مثل دعای کمیل یا دعای ابوحمزه یا این ادعیهای که اینها واقعاً خودشان را بیچاره قلمداد میکنند و حالت آنها حالت خوف است؛ این مسئله با آنچه داریم که: ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾3 چطور با هم میسازد؟! چون در آن آیه دارد که اولیای خدا دیگر هیچ خوفی برایشان نیست؛ به عبارت دیگر، گرچه لای نفی جنس نیست ولی بالأخره نکره در سیاق نفی است و لای مشبهه به لیس است.
پس از یک طرف، هیچ خوفی نیست، و چرا خوفی باشد برای کسی که سیْرش تمام بشود و از مراتب انیّت بگذرد و دیگر نفسی برای او نماند که از آن نفس، احتمال عتوّ و سرکشی برود؟! بنابراین دیگر از چه باید بترسد؟! ترس معنا ندارد! میگویند:
معنایش این است که خوف بهخاطر امر ما یُتَرَقَّب [آنچه در آینده انتظار آن میرود] است و حزن بهخاطر امر ما مَضیٰ [آنچه گذشته است] و فوت شده است.
و هر دوی اینها از اولیای خدا مفقود است!
فخر رازی در تفسیرش راجع به این کلام پیغمبر که به أبیبکر میگوید: ﴿إِذۡ يَقُولُ لِصٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَهَ مَعَنَا﴾4 لاطائلاتی میگوید که واقعاً تماشایی است! بعد ده، دوازده تا دلیل بر عصمت ابوبکر میآورد و میگوید:
- الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٥٧، فقرهای از دعای ابوحمزه ثمالی.
- سوره قمر (٥٤) آیه ٥٥. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٤١:
«در نشیمنگاه راست و درستی، در نزد خداوند مالک و مقتدر، نشست دارند.» - سوره یونس (١٠) آیه ٦٢. امام شناسی، ج ٥، ص ٢٤:
«آگاه باشید که برای اولیای خداوند هیچگونه ترس و هیچگونه اندوه و حزنی نیست.» - سوره توبه (٩) آیه ٤٠. امام شناسی، ج ٩، ص ١٠٨:
«در آن وقتی که پیغمبر به مصاحب خود میگفت: اندوهگین مباش، خداوند با ماست!»

