اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

14402
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی

10
  • ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَ لَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾، اولیاء خوف و حزن ندارند! دیگر می‌ماند حزن و خوف نسبت به خودش؛ اینکه خود خدا آمد و گفت که من امشب کاری با تو ندارم! علی می‌گوید که من تحمّل این یک لحظه که به من نظر نکنی و کم‌التفاتی بکنی را ندارم! می‌گوید: من همه‌چیز را قبول دارم، فقط این یکی را نمی‌توانم قبول کنم!

  • من باب مثال، اگر عاشقی به در خانۀ معشوقی بیاید و به او بگوید: اگر بیایی درب خانه، تو را می‌گیرم و این‌قدر با این چوب بر سرت می‌زنم که سرت خون بیاید! اگر واقعاً عاشق باشد، می‌گوید: باشد، عیب ندارد! می‌گوید: می‌آیم جلوی همسایه‌ها آبرویت را می‌برم! می‌گوید: بیا ببر! می‌گوید: می‌آیم و تمام مال و اموالت را برمی‌دارم و به تاراج می‌برم! او هم می‌گوید: بفرما! واقعاً من دیده‌ام و خودم به یک‌چنین قضایایی برخورد کرده‌ام، یعنی نسبت به بعضی‌ها دیده‌ام که یک‌چنین حالی داشتند. خدا قسمت کند! مجازش هم خوب است، مجازش هم راه خوبی است! در هر صورت، خیلی حال عجیبی داشت! می‌گوید: تو به من بگو من تو را می‌خواهم؛ دیگر هر کاری دلت می‌خواهد بکن، من فقط این را از تو می‌خواهم که نگو نمی‌خواهمت! عاشق فقط یک حرف از معشوق می‌خواهد که معشوق بگوید: من تو را می‌خواهم! می‌گوید: ما سوای تو هرچه هست را از دست می‌دهم، بیا آبرویم را ببر، بیا مالم را ببر، بیا بزن، اصلاً بیا و من را بکش؛ ولی بگو می‌خواهمت! امّا اینکه بگویی نمی‌خواهمت ولی تمام دنیا را به تو می‌دهم، فایده ندارد!

  • خوف امیرالمؤمنین از این است که یک‌وقت خدا نگوید که ای علی، امشب تو را نمی‌خواهم! «هَبنی صَبَرتُ عَلیٰ حَرِّ نارِکَ!»1 می‌گوید: من را در جهنّم می‌اندازی بینداز، مسئله‌ای نیست! ما حال امیرالمؤمنین را نداریم!

  • جریان تدبیر و مشیّت پروردگار در قضایای عالم وجود

  • حال امیرالمؤمنین این است که امام حسین می‌گوید:

    1. مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٨٤٧، فرازی از دعای شریف کمیل:
      «فَهَبنی یا إلَهی و سَیِّدی و مَولایَ و رَبّی صَبَرتُ عَلَی عَذابِکَ فَکَیفَ أصبِرُ عَلیٰ فِراقِکَ؟ و هَبنی صَبَرتُ عَلیٰ حَرِّ نارِکَ فَکَیفَ أصبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلیٰ کَرامَتِک؟»