اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت نجات و رستگاری(1)

14804
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

حقیقت نجات و رستگاری(1)

7
  • این‌جا چه فرقی است؟ او خودش بلند می‌شود می‌رود سراغ او، ولی من این لی النجاة؟ وقتی قرار نیست قرار نیست. ولی بلند می‌شود می‌رود سراغ شخص كه بیا، می‌گوید نمی‌آیم. خودش دارد می‌رود سراغ یكی می‌گوید بیا، می‌گوید نمی‌آیم.

  • این مطالبی كه بزرگان در صحبت‌ها، این طرف و آن طرف بیان می‌كنند تمام اینها رفتن است، تمام اینها عرضه داشتن است. از كسی شنیدم كه می‌فرمود: ما سفره را پهن كردیم چه كسی هست كه بیاید؟! چه كسی هست که بیاید؟! یك وقت آن اوایل آمدند، رفتند، دوباره آمدند با یك انقلاب تشریف بردند. خب حالا خوب است بروند دیگر چرا متلك می‌گویند؟! دیگر چرا مسخره می‌كنند؟! دیگر چرا طعنه می‌زنند؟! اخوی آقا با آن كیفیات كذا و اینها آمدند رفتند. كی بخل كرد؟ كی ممانعت كرد؟ ما كه خودمان شاهد بودیم. آن آقای آقا شیخ كذایی آمد، مدتی بود، چقدر آقا صحبت كرد با ایشان، چقدر با ایشان خلاصه مطالب را بیان كرد، چقدر روشن كرد. آخرش حرفی كه تحویل می‌دهد این است كه: من خیال می‌كنم اینها با مظاهر شریعت وفق ندارد خوش آمدی!

  • این جناب آقای مطهری آمد، چند سال بود و حالش تغییر پیدا كرد ولی خوب در هر صورت راه خودش را جدا كرد و در مهمترین مسأله از مسائل به ایشان مراجعه نكرد و خودش را مستقل در رأی دید در حالی که برای آقا هم همین قضیه قبلاً اتفاق افتاده بود با یك اشاره آقای حداد همه این مسائل كنار رفت. اینها برای چه بود؟ این انتخاب شده، انتخاب شده، تا آخرش هم می‌رسد. او انتخاب نشده، خوش آمدی!

  • خواجه عبدالله می‌گوید: الهی همه از آخر ترسند من از اول. اول برایم چه نوشتی؟! البته نه اول زمانی، اولی كه الآن با ما معیت دارد. از ازل برای من چه تقدیر كردی؟ من فقط دارم آن را نگاه می‌كنم. اینها حدشان همین‌قدر است، سهمشان این‌قدر است. بیا این‌جا، بیا این‌جا، بیا این‌جا. (زیاد است؟) ولی این می‌آید می‌آید می‌آید می‌آید می‌آید تا این‌جا و بعد هم تمام می‌شود؛ کار تمام می‌شود. حالا هی بنشین مسخره كن: رفتند صوفی شده‌اند. رفته‌اند مرید جمع می‌كنند بكند.