حقیقت نجات و رستگاری(1)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
و من أین لی النجاة و لاتستطاع الا بك. در جلسه گذشته عرض كردیم كه نجات و رستگاری از ناحیۀ پروردگار است، جهت اینكه نجات یعنی از مهلكه به درآمدن، یا به معنای فلاح است؛ یعنی میتوانیم بگوییم اعم است از فلاح؛ رب نجنی من القوم الظالمین؛ یعنی من را از این مهلكه به دربیاور. بله، نجات به معنای از دریا به ساحل رسیدن است، از سختی به آسایش برآمدن است، از تنگی به یسر رسیدن است؛ اینها معنای نجات است، مصادیق نجات است.
وقتی كه ابتعاد انسان كه منشأ برای همۀ شرور همان ابتعاد است و همان دوری از قرب، انغمار در دنیا و مظاهر دنیا است. وقتی این منشأ برای شرور و مهلكه باشد طبعاً طرف خلافش خیر و سعادت است كه حضرت میفرمایند: من أین لی الخیر یا رب و لایوجد الا من عندك این خیر طبعاً از ناحیۀ پروردگار است.
پس این عبارت اول همان تفسیر میكند عبارت دوم را و عبارت دوم را میتوانیم بگوییم بدل یا عطف بیان عبارت اول است.
و من أین لی النجاة و لاتستطاع الا بك نجات از كجا برای من میسر میشود؟ از این مهلکۀ عالم طبع و عالم ماده چطوری من درمیآیم؟ آیا من قدرت دارم به اندازه یک سر سوزنی قدمی بردارم؟ ابداً! امكان اینكه قدمی بردارم برای من نیست. آیه دارد که: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ 73﴾.1 ـ ظاهراً، اگر درست بخوانم نمیدانم ـ ما به اندازۀ یك سر سوزن و به اندازه بال زدن یک مگس قدرت نداریم قدمی برداریم چطور نجات را میتوانیم برای خودمان تحصیل كنیم؟ و آنهایی كه به این مخمصه و بلیه دچار شدند همه سر از مسائل دیگر درآوردند.
- الحج، ٧٣.

