اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
5و مطلب دیگر اینکه همۀ ما با هم بر سر یک سفره نشستیم و خوب نیست حالا که یک زحمتی کشیده شده و یک سفرهای پهن شده، انسان بیاید و بنشیند و بعد خلاصه آنطوری که بایدوشاید استفاده نکند! من خودم در آن زمان آقای حدّاد بودم که از دوستان آقای حدّاد حالا اسم نمیبرم میآمدند پیش آقا و این از او میگفت و او از این میگفت به آقا، و این وسط آقا شده بود واسطۀ برای حلّ و فصل قضایا و مسائل، و وقتی هم نگاه میکردیم میدیدیم نه این تعمّد دارد نه او، هیچکدام تعمّدی در کارشان نیست؛ فقط چیزی که هست فرض کنید که شخص یک چیزی حالا به [نظرش] آمده و او هم حواسش جای دیگر بوده، مثلاً داشته چای میریخته و یک چیزی به گوشش خورده و... بلند میشد میآمد پیش آقای حدّاد، و ایشان هم توجّهی نمیکرد، میآمدند پیش آقا این را میگفتند. حالا الحمدلله همه اتّکایمان به این است که جای خوبی هستیم، این نکته فقط مهم است که جا، جای خوبی است همین! اگر این یک مهره از وسط برداشته شود، هر کسی به راه خودش رفته؛ حالا حقّ این مهره را داشته باشیم و حق این محور را داشته باشیم! من جدّاً دارم میگویم و شنیدم که این نوار را یک کسی میخواست، من گفتم که بدهید منتها تکثیر نکنید ولی وقتی شنیدم که شاید ظاهراً مسائل مخدوش باشد و اشتباه وخطا باشد، دیدم دیگر صلاح نیست بر اینکه این مسئله پخش بشود و الآن رسماً من خدمتتان عرض میکنم مطالبی که در شب گذشته عرض کردم همه مهمل است و هیچ سندیّتی ندارد!
شاگرد: یک قاعدۀ کلّی هست که همه هم قبولش دارند، ما مِن عامٍّ إلاّ و قد خُص؛ تمام قوانین و اینها یک استثنایی دارند!
استاد: راجع به جلسه دیگر صحبتمان را کردیم!
خوشفهم بودن غیر از هوش و ذهن قوی داشتن است و بیان نمونههایی در این رابطه

