شرح و تبیین احکام و تکالیف اولیاء الهی
2أعوذُ باللَهِ منَ الشّیطانِ الرّجیم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ أشرَفِ المُرسَلینَ
و خاتمِ النّبیّینَ أبیالقاسمِ محمّدٍ و علیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ
و اللعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعین
إلهی لا تُؤَدِّبنی بِعُقوبَتِکَ و لا تَمکُر بی فی حیلَتِکَ! مِن أینَ لی الخَیرُ یا رَبِّ و لا یوجَدُ إلّا مِن عِندِکَ؟! و مِن أینَ لیَ النَّجاةُ و لا تُستَطاعُ إلّا بِکَ؟!1
تشابه حال اولیای خدا به اطفال، در ارجاع تمام خیرات به پروردگار
مبدأ همۀ خیرات ـ خیر بهطور اطلاق ـ فقط وجود پروردگار است، و بقیّۀ اشیاء و مخلوقات، همه مرائی و مظاهر خیرات او هستند. انسان در مقام کثرت بهواسطۀ تعلّقاتش که از ناحیۀ ابتعاد از مبدأ پیش میآید که تمام اینها ناشی از بُعد و فاصلهای است که از آن مبدأ میگیرد، کمکم این خیرات را در خودش تبدیل به سیّئات میکند.
وقتی به بچّهها نگاه کنیم میبینیم که چون اینها به مبدأ نزدیک هستند و به این دنیا و مظاهر عالم کثرت آلوده نشدهاند، جهات خیر در آنها أقوای از جهات شر است؛ در انفاق آن توهّمات و تخیّلاتی که ما داریم و آن مِیْزهایی را که ما داریم ندارند؛ در همبستگیها آن وجوه افتراقی که ما برای خود میتراشیم، آنها آن وجوه افتراق را ندارند. فرض کنید بچّهای که سه سالش است و از ثروتمندترین افراد است با آن بچّهای که گدا است، اصلاً هیچ تفاوتی از این نظر نمیگذارد و میگوید بیا باهم رفیق بشویم. این الآن اصلالوجود و به عبارت دیگر، صرفالوجودِ او در نظرش است؛ تعیّنات که در نظرش نیست. اینکه حالا من که هستم و بابایم که هست، این حرفها را نمیفهمد و میگوید تو مثل من هستی، بیا باهم رفیق بشویم؛ بچّهها همین هستند دیگر! یک بچّۀ سه سالهای خیلی قشنگ و خیلی زیبا و خیلی ثروتمند است، یک بچّۀ سه یا چهار سالهای هم متوسط است، میبینیم اصلاً این جهات در نظر اینها نیست؛ این بهخاطر این نیست که خودش نزدیک است، بلکه هنوز از مبدأ خیر دور نشده است و جهات شروری که ما در نظر داریم هنوز این را فرانگرفته و دور و بر این را نگرفته است، و حسابهایی که ما برای خودمان میکنیم هنوز دامنگیر اینها نشده است، لذا اینها به هیچ وجه من الوجوه این جهات کثرت و جهات شر را در نظر نمیآورند. آنوقت هرچه بزرگتر بشوند مدام کم میشود؛ این بچّهای که به دنیا میآید، اول خیلی پاک است، بعد کمکم میآید در اینجا و آلوده میشود و مدام خودش را در اینجا مستکین و دارای استکانت احساس میکند و برای خودش حساب و کتاب باز میکند.
- الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٥٧، فقرهای از دعای ابوحمزه ثمالی. اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٤٨:
«ای خدای من، ادب کردن مرا از راه گوشمالی و عقوبتت قرار مده! و در راه چارهجویی و آزمایشی که از من میکنی، با من مکر و خدعه منما! ای پروردگار من، کجا برای من خیر و رحمتی بهوجود آید، درحالیکه آن خیر و رحمت اختصاص به کان و کانون موجود در نزد تو دارد؟! و کجا برای من نجات و رستگاری امکانپذیر میباشد، درحالیکه راه وصول به آن، غیر مقدور است مگر بهوسیلۀ تو؟!»
- الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٥٧، فقرهای از دعای ابوحمزه ثمالی. اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٤٨:

