اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت خلوص وعبودیّت

14481
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

اهمیت خلوص وعبودیّت

4
  • من يك روز در كربلا در همان سفري كه بعد از مكه ما برگشتيم، خدمت آقاي حداد بوديم صحبت شد. آقاي حداد فرمودند: من به آقا شیخ حسنعلي گفتم که. او سؤال كرد، به آقای حداد می‌گفت كه من این شاگردانم گاهي اوقات در يك حالاتي هستند كه سؤالي كه بكنند من نمي‌توانم جواب بدهم، بالاتر از آنچه... ايشان فرمودند: بفرست پيش كسي كه بتواند جواب ايشان را بدهد و خب او يك خنده‌اي كرد و گذشت.

  • بعد مي‌فرمودند که، وقتي كه اين قضيه را نقل كردند رو كردند به آقا و فرمودند خب تو كه باركش نيستي چرا بار مي‌كشي؟ تو كه باركش نيستي چرا بار مي‌كشي؟ چرا اين نفوس مستعده را همين‌طور يله و رها مي‌گذاري؟ خب اينها جوان‌هايي هستند مستعدند، در اينها افرادي هستند كه مي‌توانند اگر در تحت یک تربيت صحیح واقع بشوند كمالاتي پيدا كنند. تو همه اينها را نگه مي‌داري دور خودت كه چه؟ آخر براي چه؟!

  • اين مكتب مكتب انبيا نيست. در مكتب انبيا انصاف است. ليس من الانصاف توقع الانصاف.1 آدم از غير توقع انصاف داشته باشد ولي خودش نکند. کلام امیرالمؤمنین است. توقع انصاف انصاف نيست. خب خودت اول... بسم الله دیگر. مكتب انبيا اين نيست، مكتب انبيا انصاف است؛ حق را در موقعيت خودش قرار مي‌دهند. وقتي كه نگاه مي‌كنند مي‌بينند كه يك شخص واجد شرايط است از خودشان اولي است نمي‌آيند مطلب را بپوشانند، نمی‌آیند بازار خودشان را گرم كنند. خب نمي‌تواني افراد را راهبري كني نتيجه آن هم معلوم است. خب در اواخر عمر به چه روزگاري اينها مي‌افتند و چه مسائلي دامنگير اينها مي‌شود آنها نفوس را از بين مي‌برند و آن امكان استعدادي آنها را از بين مي‌برند و ديگر استعداد را در ‌آنها خفه مي‌كنند. در آن دنيا هم بايد جواب بدهند.

  • ولي يك عده ديگر هم درآمدند و درست شدند و گفتند که ما نياز به استاد نداريم و ما نیاز به هيچي نداريم و همين، مي‌نشستند دور هم و يك مجلسي و... من خودم در اينها بودم بگويم براي شما: شب حافظ مي‌خواندند و جوشن و صبح هر فحشي دلشان مي‌خواست به همدیگر مي‌دادند??? من این را بودم ديگر، به عنوان يك اصل موضوعي از ما بپذيريد. نه نمازي، نه وردي، نه فلاني فقط به اينكه ما دو صباحی و چند صباحي خدمت آقاي انصاري بوديم و مسأله تمام شد. مثل اينكه امامت به حضرت مهدي ختم شد، مثل اينكه ولايت هم به آقاي انصاري ختم شد و بعد از ايشان دیگر کسی [به ولایت نرسید] و همين.

    1.  بحار الانوار، ج ٧٢، ص ٢٧: قال الصادق علیه السلام: لیس من الانصاف مطالبة الاخوان بالانصاف