اهمیت خلوص وعبودیّت
3در همين موقع يك روز نشسته بوديم يكي از این آقايان آمد، از آقايان مدرسين فعلي آمد. اين آمد و... ما همين دنگمان گرفت خلاصه يكخورده سر به سرش بگذاريم. يك چيزي (علامه مجلسی??) سؤالي كرد از علامه، به جاي اينكه علامه جواب بدهد اين جواب داد. ما گفتيم باباجان خودش نشسته ديگر چه کار داری میکنی؟! از این دارد سؤال میکند ما يك اشكالي به او كرديم، به همين آقا كرديم و مطلب تقريباً همچین يك خرده چيز شد. بعد ايشان گفتش كه روي اين مطالب تأمل شده است، تأمل شده است، خیلی حرف نزد نمیخواست زیادی هم... ببينيد چقدر ظرفيت كم است. او چه ظرفيتي دارد و اين يك خورده دو سهتا جمله یک مقداری همچین خب بالأخره سؤال و جواب، روي اين مسائل تأمل شده است، با تأمل....
اين علامه به من أين لي الخير رسيده، به تمام اين خيرات، خودش هیچ است. او نرسيده، خيري را ميبيند، واقعاً در خودش علمي را ميبيند و چون اين علم را از خود ميبيند با يك موقعيت غيرمناسب تحت تأثير واقع ميشود و خلاصه عكس العمل نشان ميدهد. اما اگر از خودش نبيند حالا یک کسی یک چیزی هم گفته....
بنابراين فرق بين مكتب انبيا و مكتب غير انبياء در اين است كه انبيا همه را به آن مفيض بالذات سوق ميدهند. غير انبياء همه به خودشان سوق ميدهند و خودشان شر هستند پس گرايش به آنها شر محض است. ديگر معنا ندارد خير باشد، معني ندارد خير باشد.
نكتهاي كه مكتب اوليا را از غير اوليا و مدعين جدا ميكند اين است كه اوليا هيچ گاه به خود دعوت نميكنند مثل انبيا، مثل ائمه. آنها به خود دعوت ميكنند آقا چرا مجالس ما نميآييد؟ آقا ما هم يك مجلسي داريم، آقا فلان آقا فلان آقا فلان.
بعد از مرحوم آقاي انصاري مكتب انبيا از غير انبياء تفكيك پيدا كرد. مدعيان تصدي ولايت از آن پابرجاهاي گرايش به ولايت و اينها جدا شدند، انفكاك پيدا كردند. آقاي حداد برای آنها شناخته شده بودند آنها كم و بيش از آقاي حداد اسم شنیده بودند. آقاي انصاري در زمان حیات خودشان از آقاي حداد اسم ميبردند. آقاي حداد هم ساكت در كربلا نشسته بودند و اصلاً توجهي نداشتند. شروع شد. آقا شيخ حسنعلي نجابت با يك دستهای جدا شد و در مقابل آقاي حداد يك عدهای را به دور خودش جمع كرده بود.

