اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت خلوص وعبودیّت

14481
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

اهمیت خلوص وعبودیّت

10
  • هر چه كه بيشتر احساس كرديم هی يعني از خودمان كنديم يك قدم به عبوديت نزديك مي‌شويم، هي نزديك مي‌شويم، هي خير را به او برمي‌گردانيم هي به او برمي‌گردانيم برمي‌گردانيم يكدفعه در وجود خودمان نگاه مي‌كنيم هيچ! صفر محضيم؛ تازه یاد حرف آقا مي‌افتيم: من در مقابل حداد صفر هستم. ايشان اين حرف را شوخي که نمي‌زد این را واقعاً در واقعاً آقا شوخي مي‌كرد؟! نه! آن موقع آقا شوخي نمي‌كرد، همان موقع كه آقا اين حرف را مي‌زد ما چيزهايي از ايشان مشاهده مي‌كرديم. ولی ايشان آن موقع شوخي نمي‌كرد؛ يعني در عين اينكه این مسائل بود ولي در عين حال به واقعيته در مقابل آقاي حداد احساس عبوديت مي‌كرد.

  • آن اميرالمؤمنين علیه السلام كه در خيبر را كند و فرمود: ما قلعت باب خيبر بالقدرة البشرية1 واقعاً مي‌گفت: انا عبد من عبيد محمد2، واقعاً مي‌گفت، اميرالمؤمنين واقعاً عبد بود؛ يعني واقعاً در مقابل پيغمبر صفر بود، والله صفر بود صفر، صفر صفر. اميرالمؤمنين صفر بود، هيچ نداشت، چون هيچ نداشت شد علي، چون صفر بود شد علي. اگر علي مي‌شد يك، نه نمي‌شد، مثلاً مي‌شد مالك اشتر، مي‌شد ابوذر، مي‌شد مقداد. آنها يك، دو، سه، چهار هر چه برود بالا بدتر، بعضي‌ها صد هستند ماشاءالله آخ آخ آخ آخ بعضي‌ها هزارند، هي كم مي‌شود كم می‌شود كم می‌شود تا مي‌رسد يك، نيم، بعد يكدفعه مي‌شود صفر، صفر كه مي‌شود مي‌شود علي، انا عبد من عبيد محمد.

  • باید صفر شد، همه خيرات را برگرداند به اصل خودش. و راه هم همين است، شما اين را از من بپذيريد حالا قبول نمي‌كنيد فعلاً بگذاريد بعدها ان‌شاءالله به آن مي‌رسيد اين دنيا نه آن دنيا، خودمان هم معلوم نيست خیلی به اين حرف‌ها... شنيديم داريم مي‌گوييم، اما خب، کجا این حرف‌ها به ذات خودمان هم نيست؛ ولي آن دنيا بالأخره قضیه روشن مي‌شود، كه چطور واقعاً علي صفر بود؟ و پيغمبر وقتي كه مي‌فرمود الفقر فخري3 يعني چه؟ فقر افتخار من است.

    1.  مناقب ابن شهراشوب ج ٢، ص ٢٣٩ (با قدری اختلاف در متن)
    2.  الکافی، ج ١، ص ٩٠
    3.  بحار الانوار، ج ٦٩، ص ٣٠