اهمیت خلوص وعبودیّت
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
من أين لي الخير يا رب و لايوجد الا من عندك. عرض شد كه هر خيري كه از انسان تراوش كند اين تراوش خير از انسان بالعرض است و جنبۀ مظهريت دارد و بايد اين خير رجوع كنید به ذاتي كه تراوش خير از آن ذات بالذات باشد و او مستقل در فعل باشد.
بنابراين ما نميتوانيم اين خيراتي كه از وجود خودمان تراوش ميكند را به خودمان ببنديم. اين خيانت است و اين تصرف در ملك مولا است. عبد نميتواند سرمايۀ مولا را به حساب خودش قلمداد كند؛ سرمايه مال مولا است. اگر بخواهد امضايي بكند، چكي را از طرف مولا بخواهد امضا بكند، بايد به طرف بگويد كه من از طرف او دارم اين كار را انجام ميدهم. ما بايد بگوييم كه اين عناياتي كه خدا به ما عنايت كرده اينها مال ما نيست. اگر گفتيم خدا زياد ميكند اگر نگفتيم خدا همان را براي ما يك حجابي قرار ميدهد كه لايعبر عنه.
خدمت مرحوم علامه بوديم يك شخصي بود که آدم خوشمزه و خوش فهمی بود، نيشابوري بود. او از اينكه مرحوم علامه جواب سؤالات را از هر جا و از.... خيلي مبتهج بود و خيلي معجب. بعد رو كرد به ايشان گفت كه سبحان الله مگر ميشود يك شخصي اينقدر علم داشته باشد! بعضيها آنجا بودند، یک دکتری آنجا بود و??? شكل مناسبي نداشتند، افکارشان افکار مناسبی نبود مرحوم علامه همينطور يكدفعه خيلي آرام و بيپيرايه و دور از هوا گفت: ﴿وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً﴾1 او چه فكر ميكند، اين چه فكر ميكند!
خب این كلام ايشان درس است براي ما، واقعاً برای ما درس است که يك اقيانوس عظمت و علم و واقعاً كمال و متانت و از هر جهت خلاصه ايشان... واقعاً از خودش ایشان... يعني وقتي كه ما مينشستيم پيش ايشان... و صحبت برای يك جلسات پنجشنبهای است که اینجا در همین قم هر روز ما ميرفتيم، هفتهاي دو ساعت، سؤال و جواب و این چیزها [بود] واقعاً وقتي كه ما به ايشان نگاه ميكرديم ميديديم ايشان اينها را هيچ از خودش نميبيند، اصلاً از خودش نميبيند، به هيچ وجه به خودش اصلاً اينها را نميبيند.
- طه، ١١٤.

