منشأ خیرات عالم
6دیدید ما بعضی وقتها نسبت به یک شخصی قضاوتی داریم، او را در نفسمان محکوم میکنیم حتّی در نماز هم که هستیم دائماً داریم کلنجار میرویم که این اینطور کرده این طور کرده خلاف کرده فلان حرف را زده و اینگونه مسائل! بعد یک مدّت که میگذرد، یکدفعه حالمان نسبت به او عادی میشود؛ او که عوض نشده و او که سر جایش هست، پس این وسط چه شده؟! ما عوض شدیم، ما در آن حال شیطانی بودیم و در این حال شدیم رحمانی! الآن در اینجا خیر آمده و در آنجا شر از ناحیۀ شیطان آمده است! او همان است، قضیّه برای او تفاوت نمیکند، ما نسبت به او عوض شدیم؛ حالا اگر سؤال بکنیم که کدام یک از این دو حال بهتر است؟ قطعاً دوّمی بهتر است، چون هم خودمان راحتتریم و هم نسبت به یک مؤمن دیگر سوء ظن نداریم، او هم یکی از افراد؛ در اینجابرای ما «مِن أينَ لي الخَيرُ» آمده است. امّا اوّلی نبود، در اوّلی جنبۀ تضاد بود و این جهات را نداشت. در بعضی از اوقات میبینیم فرض کنید که نسبت به یک نفر یک حالت بیتفاوتی داریم؛ قرض داره که داره به من چه مربوط است، خب میخواست این کار را نکند میخواست آن کار را نکند، چشمش درآید دندش نرم و کذا و کذا، و شروع میکنیم مسائلی را که از او داریم مدام در ذهنمان خطور میدهیم، و بعد کمکم آن دیواره را در ذهنمان ایجاد میکنیم قطور میشود قطور میشود که دیگر اصلاً قابل نفوذ نیست بههیچوجه! فردای آن روز که میشود میگوییم حالا یک اشتباهی کرده، بیخیال! چی شد؟! در یک روز که نمیشود طرف عوض شود! ما عوض شدیم. باید از خدا بخواهیم که همیشه ما را به آن حالت دوّم نگه دارد! حالت دوّم میشود حالت رحمانی، حالت عطوفت! میآییم در یک مجلس امام حسین یک روضه گوش میدهیم حالت رقّتی در ما پیدا میشود. در مجلس امام حسین تیغ زدن خیلی خوب است! دیدید افراد گریه میکنند و حال رقّتی ایجاد میشود؟

