منشأ خیرات عالم
5وحید بهبهانی یکی از اینها بود، گفت تمام شد فراموشم شده ادلّه در دستم نیست! میرزا حبیب الله رشتی با آن یدوبیضایی که داشت و با آن چیزهایی که داشت که واقعاً مرحوم شیخ میگفت:
من برای سه نفر درس میدهم، یکی برای حاج میرزا حبیب، یکی برای حاج میرزا حسن نجمآبادی، یکی هم برای یا میرزای شیرازی یا میرزا حسن آشتیانی!
حاج میرزا حبیب خراسانی و میرزا حبیب الله رشتی که واقعاً مرجعیّت در نجف دیگر به اینها اختصاص پیدا کرده بود، این آدرس خانهاش را یادش میرفت؛ ذغال با خودش میآورد سر کوچه علامت میزد و میرفت حرم امیرالمؤمنین، وقتی برمیگشت میآمد تشکیک میکرد که این ذغال من است یا یکی دیگر زده؟! اینها که اینقدر تدقیق میکنند و چهار ماه بحث میکند که مقدَّمه درست است یا مقدِّمه، کارشان به اینجا رسید! اینها همه قدرت خداست!
«مِن أينَ لي الخَيرُ يا رَبِّ و لايوجَدُ إلّا مِن عِندکَ».1 چون ما مظهر هستیم و مظهر از خودش چیزی ندارد، بودی ندارد، مظهر فقط نما دارد، اصالت و حقیقت به مظهر برنمیگردد، مظهر مثل آینه میماند که اگر زنگی در آینه نگاه کند آینه زنگی را نشان میدهد و اگر یک شخص رومی نگاه کند رومی نشان میدهد. آینه مظهر است، ما هم مظهر هستیم، در هر آنی از آنات یک ظهوری در ما پیدا میشود، پس باید دعا کنیم که خدایا همیشه آن ظهوری که برای ما هست آن ظهور خیر باشد! یعنی جنبۀ قرب تو در ما جلوه کند و جنبۀ بُعد از تو در ما تجلّی نکند!
منشأ تغییر حالات رحمانی و شیطانی در نفس انسان
هر وقتی که ما حالی پیدا بکنیم، اگر دیدیم آن حال ما حالت رحمت است و حالت عطوفت، بدانیم که این از ناحیۀ خدا آمده و اگر حالت قساوت و حالت گرفتگی است بدانیم که این از ناحیۀ نفسمان و از ناحیۀ بُعد از خدا در ما جلوه کرده است؛ حالا چطور این مسائل برمیگردد و تغییر شکل میدهد تا به نفس به این صورت درمیآید، این خودش خیلی طولانی است!
- . دعای ابوحمزه ثمالی

