اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشأ خیرات عالم

14499
سال 1415
جلسات
نسخه عربی

منشأ خیرات عالم

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • مِن‌ أينَ‌ لي‌ الخَيرُ يا رَبِّ و لا يوجَدُ إلّا مِن عِندکَ؛

  • «خیر برای من از کجا متیسّر می‌شود، از کجا به وجود می‌آید و من کی می‌توانم مظهر خیر باشم درحالتی‌که فقط انحصار به تو دارد؟!»

  • و مِن أينَ ليَ النَّجاةُ و لا تُستَطاعُ إلّا بِكَ؛1 

  • «و چگونه ممکن است من رستگار بشوم درحالتی‌که فقط این امر به تو حاصل می‌شود؟!»

  • صدور تمام خیرات و برکات از ناحیۀ خداوند

  • چرا خدا مصدر خیر است در هر خیری که از ما سر بزند؟ چرا نباید این امر به ما انتساب داشته باشد؟ چون تمام خیرات مُبدَئِش پروردگار است! در آیات قرآن هم زیاد داریم که: ﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِ﴾،2 همۀ خیرها از ناحیۀ‌ خدا است و همۀ بدی‌ها از ناحیۀ ما است؛ چون ما هم اصل وجود خودمان و هم کمالات ثانوی‌مان همه از ناحیۀ پروردگار می‌آید، از خودمان هیچ‌چیز نداریم، خودمان ظلمت محض هستیم و صِرف العدم که چیزی از او تراوش نمی‌کند! خدا چون اصل وجود است و حقیقت وجود است و خیر محض، بنابراین چه کمالات اوّلی و چه کمالات ثانوی، تمام آنها از ناحیۀ پروردگار باید بیاید! خدا چون نور محض است تمام برکات از ناحیۀ اوست، بنابراین مظاهر این خیر و مظاهر برکت هم به قاعدۀ کُلّما بِالعَرَضِ یَنتَهی إلی ما بِالذّاتِ،3 باید به خدا بر‌گردد!

  • عدم مسامحۀ پروردگار در مسئلۀ توحید حتّی نسبت به پیغمبر اسلام!

  • پیغمبر می‌فرماید: «إلهی لا تَکِلنا إلی أنفُسِنا طَرفَةَ عَینٍ أبَدًا فی الدُّنیا و الآخِرَةِ».4

  • یک بار پیغمبر آمد از خودش به آن افرادی که ازایشان سؤال خواسته بودند یک اظهار نظر کرد که من جواب شما را تا فردا می‌دهم، تا سه روز وحی قطع شد5 که تو چه‌کاره هستی؟! تجلّیِ مسئلۀ توحید در قرآن کریم به اندازه‌ای ظاهر است که خدا برای ما اوّل از پیغمبرش شروع می‌کند؛ می‌گوید ببینید این پیغمبر با این ید‌و‌بیضایی که دارد و با این اوّلُ ما خَلقی که هست و با این تجلّیِ أعظمی که در شب مبعث هست که: «اللَّهُمَّ إنّي أسألُكَ بِالتَّجَلّي‌ الأعظَمِ‌ في هَذِهِ اللَّيلَةِ مِنَ الشَّهرِ المُعَظَّم‌»6 و با این خصوصیّات که من تمام عالم امکان را در تحت اراده و قدرت او قرار دادم، تمام اینها در صورتی مفید است و در صورتی ارزش دارد که پیغمبر این را از خودش نبیند و سرّ مطلب اینجاست؛ اگر بخواهد اینها را از خودش بداند چنان در سر این پیغمبر می‌زند که به اندازۀ یک پشّه هم به حساب نیاید! این‌طوری است: ﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾7 آن رگ حیاتی او را برمی‌داریم! از خود پیغمبر شروع می‌کند! هستیِ پیغمبر به هستیِ او است، خیراتی که از ناحیۀ پیغمبر است به خیر اوست، تمام تراوشات پیغمبر همه در صورتی ارزش دارد که تراوش او باشد! نه اینکه او به پیغمبر داده، بلکه تراوش او است! اینکه او به پیغمبر داده این شرک است!

    1. . دعای ابوحمزه ثمالی
    2. .سوره النحل (16) آیه 53.
    3. . جهت اطلاع بیشتر پیرامون این قاعده، رجوع شود به نور ملكوت قرآن، ج‌2، ص 519.
    4. البلد الأمین، ص 35؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص532، تعلیقه:
       «اللهمَّ لا تَكِلنا إلى‌ أنفُسِنا طَرفةَ عَينٍ؛ ”خداوندا ما را به اندازۀ يك چشم به‌هم‌زدن به خود وامگذار!“»
    5. بحار الأنوار، ج 14، ص 423؛ اربعین، ص 37:
      «در بحار از تفسير علىّ بن ابراهيم نقل مى‌كند، تا آنجا كه مى‌فرمايد:
      جماعتى از يهود نزد أبوطالب آمدند و گفتند: ”يا أباطالبٍ! إنّ ابنَ أخيكَ يَزعَمُ أنّ خَبَر السّماءِ يأتيهِ؛ و نحن نَسألُه عن مسائلَ، فَإن أجابَنا عنها عَلِمنا أنّه صادقٌ و إن لم يُخبِرنا عَلِمنا أنّه كاذبٌ.“ فقال أبوطالب: ”سَلوهُ عَمّا بَدا لكُم“. فسَألوهُ عن الثَّلاثِ المسائل، فقال رسولُ‌الله صلّى الله عليه و آله و سلّم: ”غَدًا اخبِرُكم“ (و لم يَستَثنِ) فاحتَبَسَ الوحىُ عَنهُ أربعينَ يومًا حتَّى اغتَمَّ النَّبىُّ صلّى الله عليه و آله و سلّم و شكَّ أصحابُه الّذينَ كانوا آمَنوا بِه ... . 
      ...”“
      حضرت أبوطالب فرمود: هر آنچه را خواهيد بپرسيد تا پاسخ‌ صحيح و حقّ را بيابيد.“ جماعت يهود از سه مسأله پرسش نمودند؛ رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: ”فردا پاسخ شما را خواهم داد“ (ولى إن شاء الله نفرمود) خداى متعال نيز تا چهل روز وحى را از آن حضرت قطع گردانيد تا اينكه رسول خدا مغموم و دل‌شكسته گرديد و اصحاب او نيز در رسالت و بعثتش شك بردند ... .»
    6. البلد الأمین، ص 183.
    7. . سوره الحاقه (69) آیه 44 _ 46. امام شناسی، ج 7، ص 48:
      «و اگر پيغمبر از نزد خود مطالبى ساخته و به ما نسبت دهد، و به ما ببندد؛ ما با دست قدرت خود او را درخواهيم گرفت؛ پس از آن رگ حياتى و رگ قلب او را مى‌بريم»