شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)
2أعوذُ باللَهِ منَ الشّیطانِ الرّجیم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ أشرَفِ المُرسَلینَ
و خاتمِ النّبیّینَ أبیالقاسمِ محمّدٍ و علیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ
و اللعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمَعین
إلهی لا تُؤَدِّبنی بِعُقوبَتِکَ و لا تَمکُر بی فی حیلَتِکَ! مِن أینَ لی الخَیرُ یا رَبِّ و لا یوجَدُ إلّا مِن عِندِکَ؟! و مِن أینَ لیَ النَّجاةُ و لا تُستَطاعُ إلّا بِکَ؟! لا الّذی أحسَنَ استَغنیٰ عَن عَونِکَ و رَحمَتِکَ، و لا الّذی أساءَ و اجتَرَأ عَلَیکَ و لَم یُرضِکَ خَرَجَ عَن قُدرَتِکَ.1
بیان چکیدهای از مطالب جلسات قبل
در جلسۀ قبل عرض شد که آنچه ما بهدست میآوریم، تمام اینها از طرف خودمان نیست؛ خدا إنشاءاللَه باید آن بصیرتش را بدهد تا اینکه انسان بحقیقته به آن برسد. خیلی از وقتها است که من وقتی مطلبی را میگویم، میگویم فعلاً این را بهعنوان یک اصل موضوعی بپذیرید تا بعد وقتش برسد، و حالا تفصیلش دیر نمیشود، آرامآرام؛ همینقدر بپذیریم و رد نکنیم که بالأخره این چیزهایی که بهدست میآید، از طرف خودمان نیست، اینها همه چیزهایی است که از دیگران به ما رسیده است. لذا بیخود فخر نفروشیم، بهتر است احتراممان دست خودمان باشد، گرچه آن را هم از پیش خودمان نیاوردیم؛ امّا حالا خیلی تنازل کنیم و به خودمان إرفاق کنیم، مطلب همین است!
و عرض کردیم که امیرالمؤمنین میفرماید: «قَصَمَ ظَهری صِنفانِ؛ عالِمٌ مُتَهَتِّکٌ و جاهِلٌ مُتَنَسِّک!»
و عرض شد که جاهلی که میآید و در مقابل پیغمبر یا امام میایستد و اظهار نظر میکند، آنقدر مسئلهاش برای امام سخت است که امام میفرماید: «اینها پشت من را شکستند!» یعنی من هر کاری کردم نتوانستم او را درست کنم! پشت شکستن: یعنی عاجز شدن. خود پیغمبر هم میگوید: من عاجز شدم از دست جاهلی که پای منبر این آخوند دو تا کلمه یاد گرفته و از آن آخوند دوتا حرف یاد گرفته است و زیر بار نمیرود؛ نه سوادش را دارد و نه اینکه حالت قبول دارد!
- الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٥٧، فقرهای از دعای ابوحمزه ثمالی. اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٤٨:
«ای خدای من، ادب کردن مرا از راه گوشمالی و عقوبتت قرار مده! و در راه چارهجویی و آزمایشی که از من میکنی، با من مکر و خدعه منما! ای پروردگار من، کجا برای من خیر و رحمتی بهوجود آید، درحالیکه آن خیر و رحمت اختصاص به کان و کانون موجود در نزد تو دارد؟! و کجا برای من نجات و رستگاری امکانپذیر میباشد، درحالیکه راه وصول به آن، غیر مقدور است مگر بهوسیلۀ تو؟! نه آن کس که نیکی کند، از عون و کمک و رحمت تو بینیاز میباشد؛ و نه آن کس که بدی نماید و بر تو جرئت ورزد و تو را از خودش خشنود نسازد، از ناحیۀ قدرت و حیطه توانایی تو بیرون شده است!»
- الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٥٧، فقرهای از دعای ابوحمزه ثمالی. اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٤٨:

