شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)
5آقا این حرفهایی که شما میفرمایید، أحدی از علمای طهران نمیزند! اینها کار بانک را تصحیح میکنند و بالأخره وضع مردم را درست میکنند و جور میکنند!
درست میکنند، یعنی طرف میرود پیش ایشان و میگوید: آقا من گرفتارم! میگوید: بیا اینطوری برایت قضیه را درست میکنم! ایشان میفرمودند: «نه، من نمیتوانم درست کنم، کار من درست کردن نیست!»
یکی از رفقا نقل میکرد از قول یکی از آقایان معروفی که در طهران است، میگفت:
من از او سؤال کردم: افرادی که پیش شما میآیند و خمس حساب میکنند، آخر این پولهایی که شما میگیرید ربا است! او گفت: «آقا چهکار کنیم، زندگی ما نمیگذرد!»
چون خیلی صمیمی بودند، این را به او گفته بود! از افراد خیلی معروف است، یعنی دستش در خیلی از جاها هم باز است؛ اگر بیاید توجیه میکند و شروع میکند این طرف کردن و آن طرف کردن و فرمول درست کردن، و قضیه را حل میکند. کمر پیغمبر را این میشکند!
تازه اوّلی هم اینطوری که بایدوشاید نه، بلکه عالمی که فرمول دستش است و حرف خود پیغمبر را میآورد و بر سر پیغمبر میزند! چون این چیزهایی که ما داریم از همین روایات و ادلّه است؛ از شیطان که نیاوردیم! اگر بگوییم از شیطان آوردیم، میگوید برو آقا!
اینها با موقعیّتهای مختلفی که بهدست میآورند، مسائل را برای مردم عوض میکنند؛ ﴿منَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ ٱلكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ﴾.1 قبلاً خدمتتان عرض کردم که این آیه مربوط به همین قضیه است.
شهید ثالث، آقا شیخ محمّدتقی برغانی، یکی از عالمان معروف قزوین بود. قزوین در آن موقع یک امام جمعهای داشت که نماز جماعت را بجا میآورد، ایشان در هر جا میرفت اصلاً نماز جمعه را تحریم میکرد و میگفت: «نماز جمعه اختصاص به زمان پیغمبر دارد!» چه کسی گفته است جمع کردن مردم حرام است؟! همین آقای امام جمعه کاری برایش پیدا میشود و یکی دو هفته طهران میرود؛ بعدش این آقا شیخ محمّدتقی شروع میکند به خواندن نماز جمعه، بعد که او میآید دیگر امامت جمعۀ این تثبیت میشود. طرف میگفت: «من تعجّب میکنم که یک حکم شرعی چطور در یک هفته از این رو به آن رو شد؟!»
- سوره نساء (٤) آیه ٤٦. امام شناسی، ج ١٠، ص ٤٧:
«بعضی از کسانی که یهودی هستند، کلمات خداوند را از جای خود تغییر میدهند و میگویند: ما شنیدیم و مخالفت میکنیم.»
- سوره نساء (٤) آیه ٤٦. امام شناسی، ج ١٠، ص ٤٧:

