اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

16٬965
سال 1414
جلسات

در این جلسه نورانی، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح عبارات ابتدایی دعای شریف ابوحمزه ثمالی و در ادامه مبحث مهم «عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک»، به تمایزاتی در اعمال عالمان حقیقی و علماء متهتک می‌پردازند. ایشان در بخشی دیگر از بیانات پربارشان، ضمن اشاره به عدم ادراک عقل نسبت به مصالح واقعی دستورات اولیای الهی، دلیل این مسئله را تبیین می‌کند. اساسی ترین نکته در سلوک، تعبد سالک به دستورات امام و اولیاست و مرحوم استاد، به نمونه‌هایی از تمرد برخی علمای متهتک در مقابل اولیای الهی اشاره می‌نمایند.

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

توضیحات:

در این جلسه نورانی، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح عبارات ابتدایی دعای شریف ابوحمزه ثمالی و در ادامه مبحث مهم «عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک»، به تمایزاتی در اعمال عالمان حقیقی و علماء متهتک می‌پردازند. ایشان در بخشی دیگر از بیانات پربارشان، ضمن اشاره به عدم ادراک عقل نسبت به مصالح واقعی دستورات اولیای الهی، دلیل این مسئله را تبیین می‌کند. اساسی ترین نکته در سلوک، تعبد سالک به دستورات امام و اولیاست و مرحوم استاد، به نمونه‌هایی از تمرد برخی علمای متهتک در مقابل اولیای الهی اشاره می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

12
  • همان عقل اوّل، ما را وادار به تبعیّت اجمالی می‌کند و می‌گوید: چون او حق است و کلامش کلام باطل نیست و ادراکش ادراک ظاهر نیست بلکه ادراک غیب است، پس بدان یک جای این یقین تو خراب است! ما در مظنونات می‌رویم درمی‌افتیم، حالا چه برسد به یقینیات! این یقین تو یک جایش خراب است! یا باید دست از آن علم تفصیلی برداری؛ که اگر دست از یک مطلب برداشتی و گفتی: در اینجا دست بردار و در بقیّۀ جاها بپذیر، عقل می‌گوید: این که نشد! وقتی که ملاک تبعیّت ملاک واحد باشد، اگر بخواهی یک جا دست برداری، ریشۀ همۀ آن را خراب می‌کند! چون او می‌گوید: به همان ملاکی که من تا به‌حال به تو دستور می‌دادم، این دستور هم با همان ملاک است، دو ملاک که نشده است! ملاک، اطّلاع بر نفس‌الامر و مصالح است، که از ما غایب است؛ این ملاک که در اینجا تغییری نکرده است. مثل کسی که بگوید: آقا ما از قرآن، این یک آیه را قبول نداریم و بقیّه را قبول داریم؛ پس تو هیچ چیز را قبول نداری! چون این یک آیه به همان ملاکی برای ما حجّیت دارد که بقیّۀ آیات حجّت است. به همان ملاکی که می‌گوید: ﴿وَأَن تَصُومُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾1 و شما صوم را مفترَض می‌دانید، به همان آیه ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّ ٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾2 آمده است؛ اگر تو می‌خواهی منکر این بشوی، پس منکر ﴿وَأَن تَصُومُواْ﴾ هم بشو، منکر ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾3 هم بشو! چون همه از یک مبدأ آمده است.

  • حالا در مشکوکات و مظنونات که بماند؛ در یقینیّاتمان نسبت به اوامر استاد چه کنیم؟ وقتی که یقین است، اگر ما یقین به خلاف داریم و استاد امر به مسئله‌ای می‌کند، آیا باید بگوییم بی‌خیال، هر چه یقین است؟! و ما در این زمینه روایات بسیاری داریم:

  • اگر مطلبی را از ما نمی‌فهمید، نگویید نیست، این را بگذارید و علمش را به ما واگذار کنید.4

    1. سوره بقره (٢) آیه ١٨٤. انوارالملکوت، ج ١، ص ٥٧ تعلیقه:
      «و البته بی‌تعلّل روزه‌داشتن شما را بهتر خواهد بود.»
    2. سوره نساء (٤) آیه ٣٤. رساله بدیعه، ص ٣٩:
      «مردان بر زنان به‌واسطۀ برتری‌ای که خداوند یکی را بر دیگری داده است، قیمومیّت دارند.»
    3. سوره آل عمران (٣) آیه ٩٧. امام شناسی، ج ٦، ص ٥٠:
      «و از برای خدا بر عهدۀ مردم است که کسانی که راه تمکّن و طریق قدرتی برای رفتن به خانۀ خدا را دارند، حجّ خانۀ او را انجام دهند.»
    4. رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٤٠١؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٨٦، بابٌ فیما جاءَ أنَّ حَدیثَهُم صَعبٌ مُستَصعَبٌ.‌
/