شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)
9عدم ادراک عقل نسبت به مصالح واقعیِ دستورات اولیاء الهی
ما میرویم پیش آقا و خب از این فرمولها هم که بلدیم، هرچه آقا میگویند مسئله از این قرار است، امّا طبق روایات و این مسائلی که در پیش داریم خلاف در میآید! نهخیر! من در جلسۀ ایّام ماه صفر پارسال، یکی از مسائلی که مطرح کردم این بود که سنّت ائمّه مو گذاشتن بود و طبق روایات موی بلند میگذاشتند؛1 ولی آقا میگویند مو را بزنید!2 سنّت این بود و اینهمه روایت داریم که پیغمبر چطور بود، امام سجّاد چطور بود، امام رضا وقتی که داشت مشهد میآمد، آنهایی که در نیشابور از حضرت روایت نقل کردند، گفتند: وقتی کجاوه آمد حضرت را دیدیم که موهای بلند او چطور بود! چه شد، اینکه میفرماید: «ولایةُ علیّ...» این حرفها را میگیرید، امّا این یکی را میگویید نه، دروغ است، آن یکی درست است؟! همان کسی که آن را نقل کرده، این را هم نقل کرده است! و شاید زمان حضرت بیاید و حضرت بگوید مویتان را بگذارید و بلند کنید! در مورد حضرت علی سنت بود! اکثر مورخین کربلا میگفتند: جوانی آمد مویش کجا بود! اباالفضل اینطور بود! امّا آقا میگویند: مویتان را بزنید! حالا چیزهایی در ذهنمان میرود، مثلاً قرتیبازی و این حرفها که خب کم و بیش هست؛ امّا ممکن است قضیۀ دیگری باشد و ما نفهمیم! آیا باید بیایم چون و چرا کنیم و إن قلت کنیم؟! ما خیلی کارمان خرابتر است! حالا اینکه چیزی نیست! ما در مسائل اعتقادی میآییم إن قلت میکنیم! مسائل اعتقادی خیلی مهم است و انحراف از آنجا پیدا میشود، آنجا میآییم این کارها را انجام میدهیم!
تبیین حجّیت عقل در وصول به ولیّ الهی و در پذیرش دستورات
عقل ما نمیتواند به مطالبی که بزرگان مطرح میکنند برسد و در حجّیت ساقط است! حجّیت عقل برای رساندن انسان است به ولیّ، نه ادامه و سلوک استمراریِ سالک، آنجا عقل نمیتواند برسد و عقل نمیتواند مصالح جزئیه را ادراک بکند؛ بهخاطر اینکه اگر یکی از آن مصالحْ مصالح عالم شهادت باشد، نهصد و نود و نه تای آن مصالح عالم غیبت است؛ آن را چهکار میکند؟! آیا عقل شما به ما یقع اطّلاع دارد؟! آیا عقل شما به ما وقع اطّلاع دارد؟! آیا عقل شما به آنچه که فعلاً در ضمیر شما میگذرد مطّلع است؟! آیا شما الآن نفس و ضمیر خودتان را آنچنان که باید و شاید وجدان کردهاید، مشکلات خودتان را میدانید، نقایص خودتان را میدانید، نقاط ضعف خودتان را میدانید؟! اگر میدانید پس چرا آمدهاید؟!
- الکافی، ج ٦، ص ٤٨٥ و ٤٨٦؛ من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١٢٩.
- راجع به روایاتی که دستور به کوتاه کردن موهای سر میدهند رجوع شود به الکافی، ج ٦، ص ٤٨٤.

