شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)
8آقایانی که روز بیست وسوّم میفرمودند که یکی از سلب توفیقات این است که انسان نسبت به علماء بدبین میشود؛ علماء مراد است، نه «أضَرُّ علیٰ ضُعَفاءِ شیعَتِنا»! بله، کسی که به علماء بیاحترامی بکند، خدا توفیقش را سلب میکند و چنین و چنان میکند؛ امّا انسان باید مانند کوه در برابر این بیدینها و بیوطنها و خائنین به خدا و خلق بایستد! امیرالمؤمنین دارد میگوید: «عقل زن کمتر از عقل مرد است!»1 آن آقا دارد میگوید که ای آقا، این حرفها چیست؟! نهج البلاغه دارد میگوید: «ایمان زن از مرد کمتر است!»2 آنوقت اینها چطوری حساب میکنند؟ میگویند: نهخیر، ایمان زن بیشتر است! چون زن نه سالگی به تکلیف میرسد و مرد در پانزده سالگی! آنوقت یک جدولی درست میکنند که زن در ماه ده روز عادت است و ضرب در سه کنید و ضرب در شش کنید و یک حرفهای مسخره میزنند که اصلاً یَضحَکُ به الثَّکلیٰ! این حرفها را شما داری برای چه کسی میزنی؟! داری هیزم برای چه کسی میآوری؟! برای چه کسی داری این قضیه را میگویی؟! علی میآید در جلویت میایستد و میگوید: آیا خطبۀ من: «و أمّا فلانةُ فَقَد أدرَکَها ضَعفُ رَأیِ النِّساءِ»3 معنایش این است؟! اگر قرار باشد بر اینکه هم زن و هم مرد هر دو ناقص باشند، پس چرا حضرت میگوید: «ضعفُ رَأیِ النّساء»؟! خب بگوید ضعفُ رَأیِ الرّجال! شما داری نور چراغ را انکار میکنی! آقا ما خودمان در زندگی داریم میبینیم که عقل ندارند، چه چیزی را داریم انکار میکنیم؟!! حالا بگذریم. اینها در روز قیامت نیاز به جواب دارد، آدم باید از عهده بربیاید! به خدا قسم میدانند و دارند این کار را میکنند! واللَه العظیم اینها میدانند و دارند این کار را انجام میدهند! منتها این حرفها را چه کسی میفهمد و چه کسی إدراک میکند؟ آن کسی که وقتی نگاه به چشمش میکند، تا ته قضیه را میخواند! حرف خیلی قشنگ است، حرف خیلی خوب است؛ ولی حرفشناس کجاست؟!
- نهج البلاغة، ج ١، ص ١٢٩، خطبه ٧٦:
«و أمّا نُقصانُ عُقولِهِنَّ فَشهادَةُ امْراتَینِ کشَهادَةِ الرَّجُلِ الواحِد.»
حیات جاوید، ص ١٨٥: «و امّا دربارۀ ضعف عقول آنها، همین بس که شهادت دو زن در حکم شهادت یک مرد پذیرفته میشود.» - نهج البلاغة، ج ١، ص ١٢٩، خطبه ٧٦.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٤٨؛ الاحتجاج، ج ١، ص ١٦٩، با قدری اختلاف در مصادر؛ امام شناسی، ج ١٠، ص ٩٣:
«و راجع به عایشه در کنز العمّال* بدین عبارت است که: ”و أمّا عائشَة فَقَد أدرَکَها رأیُ النِّساءِ، و شَیءٌ کانَ فی نَفسِها علیَّ یَغلِی فی جَوفِها کالمِرجَلِ؛ و لَو دُعیتُ لِتَنالِ مِن غَیری ما أنتَ بِهِ إلَیّ، لَم تَفعَل! و لَها بَعدَ ذَلِکَ حُرمَتُها الأُولَی، و الحِسابُ عَلَی اللَهِ؛ یَعفو عَمَّن یَشاءُ، و یُعَذِّبُ مَن یشاءُ!“
و امّا عایشه را از یکسو رأی زنانگی درگرفت، و از سوی دیگر چیزی که در نفس او بر علیه من بود و در شکم او مانند دیگ جوش میزد و در غلیان بود؛ و اگر او را دعوت میکردند که این کاری را که با من کرد، با أحدی دیگر غیر از من بکند نمیکرد! ولیکن ما حُرمَت أوّلیۀ او را نگاه داشتیم، و حساب بر خداست؛ هر که را بخواهد ببخشد و هر که را بخواهد عذاب کند.»
* کنز العمال، ج ١٦، ص ١٨٦.
- نهج البلاغة، ج ١، ص ١٢٩، خطبه ٧٦:

