شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)
6آقا میفرمودند:
اغلب کسانی که راجع به عدم اقامۀ جمعه یا عدم تحقّق حکومت اسلامی و قضا و... کتاب نوشتند افرادی بودند که خودشان در مصدر کار نبودند، و اغلب کسانی که نوشتند کسانی بودند که در مصدر کار بودند!
جدّاً خدا خودش آدم را نگه دارد! دیگر إلی ما شاء اللَه خودتان بیشتر از ما امثله و مصادیق آن را دارید!
تأثیر بیان شیوا و علوم ظاهری در وصول به اهداف اهل سعادت و اهل شقاوت
این عالم میآید در مقابل امام میایستد و میتواند استدلال هم بکند و نطق و بیان هم دارد. اینها ابزاری است که خدا در اختیار طرفین قرار میدهد؛ هم اهل سعادت و هم اهل شقاوت. ابزار مسئلهای نیست؛ ما کسی از اولیاء که بیان خوب و عالی داشته باشد نداشتیم؛ همین معمولی بودند. اگر دیدی کسی خوب حرف میزند ابزار است.
این شریعتی وقتی صحبت میکرد، واقعاً سحر میکرد! من خودم نوارهای او را گوش میدادم، آنموقع میدیدم او عجیب مِنطیقی است! چنان یک مسئله را جا میانداخت و چنان صورت قضیه را مشوّه میکرد و برمیگرداند که اصلاً این خلق منکوس واقعاً زیر و رو میشدند! به نظر من حق داشتند، چون چیزی سرشان نمیشد و بیان او خوب بود. شاید خدا یکچنین بیانی را به کسی ندهد، امّا به او میدهد! او شیطان است و به قول آقای حدّاد که میفرمودند: «شیطان عجیبی بود!» این بیان را خدا به این شیطان میدهد. میگویند: وقتی آخرالزّمان میآید، دجّال صدا میزند که به طرف ما بیایید! و همۀ آنهایی که باید بروند میروند. همین است دیگر! او با این بیانش همه را میکشاند! بیان که دارد، سواد هم که دارد؛ آن سواد را در راه پیاده کردن منویّاتش، با آن بیان آمیخته میکند و تحویل مردم میدهد!
بیان، یک ابزار است، ابزاری برای جذب و جلب قلوب. این علوم هم ابزار است. ابزار: یعنی وسیلهای که انسان با آن وسیله بتواند اهدافش را پیاده کند. ما نباید به این ریش و عمامهها نگاه کنیم! خدا میداند وقتی که حضرت بیاید، چقدر از این ریش و عمّامهها و سرها را باید با بولدوزر بردارند و سوار ماشین کنند و ببرند! اینها کسانی هستند که جلوی حضرت میایستند و مردم را منحرف میکنند و با هزار تا دلیل میگویند که این مهدی دروغ است، این مهدی کذّاب است، این جزء آن مهادیای است که بهدروغ میآمده و ادّعا میکرده است! خب مردم هم گول میخورند. آنکسانی از رهبان و قسّیسیون و کشیشها و به اصطلاح أحبار یهود و... که یهود و نصاریٰ را فریب میدادند، اینها افرادی بودند که پیغمبر را غیرموجّه جلوه میدادند و میگفتند: این او نیست، او پدرش کسی دیگر است و...! خلاصه کم میکردند، زیاد میکردند و....

