شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)
9عقل در یک محدوده است که در این محدوده با مقدّماتی، براهینی میچیند. ما ناقص هستیم و نمیتوانیم پی به واقع ببریم؛ همۀ اینها براهین عقل است و مقدّماتی است که دارد میچیند؛ حالا قضیۀ ما گاهی اوقات از دو مقدّمه تشکیل میشود و گاهی اوقات از صد تا مقدّمه تشکیل میشود، همۀ اینها با یکدیگر ارتباط دارند به شرط اینکه آن شرایط کلّیت و جزئیّت و سلب و... همه مأخوذ بشود.
همۀ ما ناقص هستیم ـ بالوجدان داریم احساس میکنیم، مجهولات را در خودمان احساس میکنیم، دیگر نیازی به چیزی ندارد، از بدیهیّات و قضایای اولیّه است، از وجدانیّات است ـ و کسی که ناقص است نمیتواند پی به واقع ببرد. از آنطرف، ما بیهوده خلق نشدهایم و غرضی در خلقت ما وجود دارد؛ از اینطرف، در خودمان نفسِ کمالیابی را احساس میکنیم و مشاهده میکنیم که خود انسان کمالیاب است و دارد به دنبال کمال میرود. تمام اینها مقدّمات عقلی است و عقل راهنمایی میکند. از آنطرف، احساس میکنیم که خدا نمیتواند ما را بیخود، یله و رها کرده باشد، پس احتیاج به شخصی داریم که او انسان را راهنمایی کند. آیا او باید کسی مثل خودمان باشد؟ نه، اگر مثل خودمان باشد که خودمان هستیم! مگر من اینجا بیکار هستم که زمامم را دست یکی مثل خودم بدهم؟! اگر این کار را بکنم که خیلی نادان هستم! باید یکی باشد مافوق من! آیا آن کسی که مافوق من است، از همین راههایی که من رفتم او هم رفته است؟! نه، چون چه بسا او هم اشتباه کند، چون من هم اشتباه میکنم؛ اشتباه در اشتباه، وای، اشتباه اشتباه!
نهی اهل بیت علیهم السّلام از قضاوت عجولانه و توجّه به أعمال ظاهری افراد
یک روایت داریم که اگر مؤمن تا هفتاد بار حمل به صحّت کند و بعد از هفتاد و یکمین بار، ترتیب اثر بدهد، ایمانش نقص دارد!1 نقص دارد، یعنی در هواست و پایه ندارد. لذا نود و هشت درصد قضاوتهای ما از روی شنیدهها است! شما فقط به همین حرف میرسید که میگوید فلانی این را گفته است؛ خب شاید چیزی قبلش بوده است! نود و هشت درصد به همین مربوط است؛ مگر کسی که إشراف داشته باشد. میگویند: بگذار بخواند ببینیم که قضیه چیست و چه میخواهد بگوید! امّا او نه، او حسابش جدا است. لذا میگویند هرچه را که شنیدی تأمّل کن و زود قضاوت نکن!
- مصباح الشریعة، ص ١٧٣:
«قال الصّادق علیه السّلام: ”…قال أُبَیُّ بنُ کَعبٍ: إذا رَأیتُم أحَدَ إخوانِکُم فی خَصلَةٍ تَستَنکِرونَها مِنهُ فَتَأوَّلوها سَبعین تَأویلًا فَإن اطمَأنَّت قُلوبُکم علی أحَدِها، و إلّا فلُوموا أنفُسَکُم حیث لم تَعذِروهُ فی خَصلَةٍ یَستُرُها علیه سَبعینَ [سَبعونَ] تَأویلًا، فأنتم أولَی بالإنکارِ علی أنفُسِکُم مِنه.“»
ترجمه: «اُبَیّ بن کعب گفت: اگر از کسی از برادرانتان امر زشتی دیدید، آن را هفتاد بار توجیه نمایید تا اینکه قلوبتان بر یکی از آن توجیهات آرام شود! امّا چنانچه برای زشتی او از میان هفتاد توجیه، چیزی نیافتید که آن را بپوشاند، پس شما سزاوارترید از او که خود را نکوهش نمایید!» (محقّق)
- مصباح الشریعة، ص ١٧٣:

