اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

15269
سال 1414
جلسات
نسخه عربی

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

5
  • خب حرف امام را گوش نمی‌داد! آقاجان، زمانْ زمان هارون است، حرف نزن! آخر تو بیشتر دلت می‌سوزد یا موسی بن جعفر؟! آمدی در محضر امام صادق و موسی بن جعفر روایات یاد گرفتی، آن‌وقت شمشیر کشیدی و داری سر موسی بن جعفر را می‌زنی؟!1

  • هارون در مجلس مباحثه‌ای آمده بود و با فضل بن یحیی پشت یک پرده نشسته بود. وقتی هشام بن حکم با همه بحث می‌کرد، رو کرد به فضل و گفت:

  • زبان این مرد از شمشیر شصت هزار رزمنده و لشکر برنده‌تر است و برعلیه من کوبنده‌تر است!2

  • دنبال او بودند دیگر! خب او خیال می‌کرد که با این زبانش می‌خواهد ترویج موسی بن جعفر را بکند، و نمی‌دانست هر مجلسی تشکیل می‌دهد، ضربتی بود که به گردن موسی بن جعفر وارد می‌شد! لذا حضرت می‌گفت: «آقا این کارها را نکن!»

  • لذا در روایت داریم: لا دینَ لِمَن لا تَقیَّةَ لَه؛3 «کسی که تقیّه ندارد، دین ندارد!»

  • تقیّه نداشتن: یعنی فضولی کردنِ بی‌خود، یعنی دلسوزیِ بی‌خود، یعنی حرف گوش نکردن.

  • و یا در روایت داریم:

  • ای کاش تنم را پاره‌پاره می‌کردند در قبال اینکه یکی از دوستان و از محبّین ما جلوی زبانشان را بگیرند!4

  • خب اینها شیعیان حضرت بودند! حضرت دارد می‌بیند که الآن وضعی است که فایده ندارد و نباید این کار را انجام داد و مفید نیست! آن‌وقت اگر قرار بر این بود که کسی بیاید و دست به کاری بزند، چه شخصی لایق‌تر از خود حضرت می‌توانست این کار را انجام بدهد؟! وقتی که حضرت خودش نشسته است، چرا شما اقدام می‌کنی؟! آیا حضرت به یکی از شاگردان گفت که بلند شو و در مقابل هارون اقدام کن؟!

  • من در یک سخنرانی شنیدم که یک نفر گفته بود: موسی بن جعفر برعلیه هارون مبارزه می‌کرد، رفت در سوریه، در شام، در غار! آقا چرا می‌آیید دروغ می‌گویید؟! کِی موسی بن جعفر برعلیه هارون مبارزه و قیام کرد؟! چرا تاریخ را [تحریف می‌کنید؟!] چرا باید ما اسلام را فقط در مبارزه ببینیم و بس؟! چرا در تعریف از یک امام، مسئلۀ مبارزه مطرح است و هیچ‌وقت مسئلۀ تعبّد در کار نمی‌آید؟! این برای امام ننگ است، زشت است و مقام امام پایین می‌آید!

    1. رجال الکشی، ص ٢٧٠ و ٢٧٨: 
      «عَلیُّ بنُ محمّدٍ، قالَ حَدّثَنی محمّدُ بنُ أحمدَ، عن یَعقوبَ بنِ یزیدَ، عن ابنِ‌أبی‌عُمَیرٍ، عن عَبدِالرّحمَنِ بنِ الحجّاجِ قالَ، قالَ أبوالحسنِ علیه السّلام: ”اِیتِ هِشامَ بنَ الحَکَمِ فَقُل لَه: یَقولُ لَکَ أبوالحسَنِ: أ یَسُرُّکَ أن تَشرَکَ فی دَمِ امرِئٍ مُسلِمٍ؟! فَإذا قالَ: لا! فَقُل لَهُ: ما بالُکَ شَرِکتَ فی دَمی؟!“»
      ترجمه: «عبدالرحمن بن حجاج گوید که امام کاظم علیه السّلام به من فرمودند: ”برو و به هشام بن حکم بگو که ابوالحسن (امام کاظم علیه السّلام) به تو می‌گوید: آیا دوست داری که در خون مسلمانی شریک باشی؟! پس اگر گفت: نه! پس به او بگو: پس چرا در خون من (امام کاظم) شریک شده‌ای؟!“» (محقّق)
    2. کمال الدین، ج ٢، ص ٣٦٧، با قدری اختلاف.
    3. الکافی، ج ٢، ص ٢١٧.
    4. همان، ص ٢٢١:
      «عن أبی‌حَمزَةَ عن عَلیِّ بنِ الحسینِ علیه السّلام قالَ: ”وَدِدتُ وَ‌اللَهِ أنّی افتَدَیتُ خَصلَتَینِ فی الشّیعَةِ لَنا بِبَعضِ لَحمِ ساعِدی: النَّزَقَ و قِلَّةَ الکِتمانِ.“»