اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

16٬982
سال 1414
جلسات

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح بخشی دیگر از دعای شریف ابوحمزه ثمالی به فقرۀ «من أین لی الخیر یا ربّ ...» اشاره کرده و بر سیطرۀ قدرت الهی بر افعال انسان تأکید می‌نماید. استاد با اشاره به روایت «قَصَمَ ظَهری صِنفانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّکٌ و جاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ» به شرح و توضیح جاهل متنسک می‌پردازد. ایشان سرسپردگی محض نسبت به اولیاء الهی را لازم دانسته و جایگاه عقل را در سیر و سلوک و پذیرش دستورات اولیاء، به خوبی تبیین می‌کند. مرحوم استاد حسینی طهرانی با اشاره به حکایات و کلمات برخی اولیاء از جمله علامه طهرانی و مرحوم آقای حداد (رضوان الله علیهما) حالات جهال متنسک و لزوم محدودیت در ارتباط با آنان را بیان می‌کند.

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

توضیحات:

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح بخشی دیگر از دعای شریف ابوحمزه ثمالی به فقرۀ «من أین لی الخیر یا ربّ ...» اشاره کرده و بر سیطرۀ قدرت الهی بر افعال انسان تأکید می‌نماید. استاد با اشاره به روایت «قَصَمَ ظَهری صِنفانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّکٌ و جاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ» به شرح و توضیح جاهل متنسک می‌پردازد. ایشان سرسپردگی محض نسبت به اولیاء الهی را لازم دانسته و جایگاه عقل را در سیر و سلوک و پذیرش دستورات اولیاء، به خوبی تبیین می‌کند. مرحوم استاد حسینی طهرانی با اشاره به حکایات و کلمات برخی اولیاء از جمله علامه طهرانی و مرحوم آقای حداد (رضوان الله علیهما) حالات جهال متنسک و لزوم محدودیت در ارتباط با آنان را بیان می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

4
  • لزوم سرسپردگی محض نزد اولیاء الهی

  • در قضیه‌ای آقا به همه فرموده بودند که سر جایتان بنشینید و تکان نخورید! یک روز ما زیر کرسی نشسته بودیم، ایشان فرمودند:

  • همین‌طوری که زیر کرسی هستید بنشینید و از جایتان تکان نخورید! یک عدّه خون می‌دهند و یک عدّۀ دیگر می‌آیند بر سر این سفره می‌نشینند!

  • عین عبارت ایشان بود. آن‌وقت یک مشت آدم آمده بودند و داشتند به آقا استدلال می‌کردند! عجب تو شاگردِ آقا بودی، تو دیگر دنبال چه داری می‌گردی؟! اینها آمده بودند و استدلال می‌کردند! حالا آن عالم متهتّک را بعداً می‌گوییم، آن باشد طلبتان؛ فعلاً ما در آن جاهل متنسّک هستیم که همین‌طوری می‌آمدند و استدلال می‌کردند. یکی از همین‌هایی که ریشش را می‌تراشید، آمده بود و ریشی گذاشته بود تا ناف، و به آقا استدلال می‌کرد:

  • شما چرا نشستید؟! پس ما منتظر چه هستیم؟! منتظر اسلام هستیم؟! خب این اسلام از زمین درآمد دیگر! منتظر چه هستیم؟! مگر ما تا به‌حال دعوت به اسلام نمی‌کردیم و مگر تا به‌حال در همین دعای افتتاح هر شب نمی‌خواندیم: «اللَهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ...»؟! خب اینها همه به‌خاطر این است که یک روز این دعاهایی که می‌خوانیم تجلّی و ظهور پیدا کند. آخر نشستن و با دعا و این حرف‌ها که کار درست نمی‌شود! آخر یک قدمی هم برداریم!

  • اصلاً می‌آمد و در مقابل آقا استدلال می‌کرد! حالا آقا به او چه بگویند؟! بگویند: جان من، خب ما این دعاها را خودمان هم بلدیم، اصلاً ما به شما گفتیم بخوانید! از شما هم بیشتر خواندیم! ولی این دعا کدام اسلام را دارد تبلیغ می‌کند؟! به‌خدا بنی‌عبّاس هم مسلمان بودند، یزید هم مسلمان بود، عمر هم مسلمان بود، ابابکر هم مسلمان بود؛ ولی صحبت در این است که کدام اسلام منویّ امام است؟!

  • دستور امام کاظم علیه السّلام بر تقیّه، و نافرمانی شاگردان آن حضرت

  • امام کاظم، موسی بن جعفر علیه السّلام، بارها به هشام بن حکم فرمودند:

  • تمام این مصیبت‌هایی که دارد بر سر ما اهل بیت می‌آید، از دست تو دارد می‌آید!

/ 380