راه وصول به پروردگار متعال متوقف بر کنار گذاشتن نفسانیات
8الان هم همین است؛ بنده الان خیلی مطالب [به نقل] از مرحوم آقا میشنوم ولی قبول نمیکنم، زیرا میبینم این با منطق من نمیخواند، میگویم این حرف ایشان نیست! میگویند: آقا ما شنیدیم! میگویم: هرچه! صد تا قسم هم روی حرفت بخورید...
چندی پیش بود یک جا دیدم مرحوم آقا شیخ مهدی حائری ـ برادر مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری ـ مرد فاضلی بود. ایشان در دوران مسائل بین مصدق و کاشانی جزء طرفداران مصدق بود و طرف مقابل را تخطئه میکرد. یک روز آقای کاشانی به یک مناسبتی که شخصی آمده بود، برای دیدن به منزل آشیخ مهدی حائری در طهران میآید، موقعی که خواست برود به ایشان رو میکند و میگوید: به تمام مقدسات عالم قسم که حق با من است. ایشان هم میگوید: به تمام مقدسات عالم قسم حق با مصدق است! حالا حق با کدام است؟ یا با هیچکدام است، نه حق با این است و نه با آن. چرا؟ این بر اساس ذهنیات خودش در یک فضایی است میگوید حق با من است، تازه میگوید به همۀ مقدسات عالم! آن هم میگوید به همۀ مقدسات عالم! من از تو که کم نمیآورم، حالا با این قسم غلاظ و شِداد چیزی اثبات نمیشود. ما همینطور هستیم، فوری به همۀ مقدسات قسم میخوریم! نه آقاجان! همۀ این حرفها کشک است و همۀ قسمهای ما کشک است.
حضرت میفرمایند این شخص میآید و دست این را میگیرد فَيَجْمَعُ اللَه لَهُ بِذَلِكَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَة؛ بهواسطۀ این دستگیری خدا خیر دنیا و آخرت را برای این فراهم میکند ـ حالا من از باب مثال یک جوان بیست ساله را مثال زدم ولی افرادی که خداوند توفیق مصاحبت با آنها را برای انسان فراهم میکند ممکن است مراتبی داشته باشند ـ خدا خیر دنیا را به آنها عطا میکند. برای چیست؟ چون خدا میداند این از نفسش گذشته است و این میخواهد به واقع برسد، نمیخواهد خودش را گول بزند، نمیخواهد دور بزند و بچرخد.

