راه وصول به پروردگار متعال متوقف بر کنار گذاشتن نفسانیات
4حضرت میفرمایند: و لا تَجعَل رَقَبَتَکَ لِلنّاسِ جِسرًا؛ گردن خودت را جسر قرار نده، پل قرار نده و حواست جمع باشد که نیایند از تو بدبخت کولی بگیرند، کولی بگیرند برای اینکه خودشان را به آن آمالشان و اهدافشان برسانند. همینطوری که نمیرسد انسان، مقدمات و وسایل و اسباب و وسائط میخواهد، یک عدهای باید باشند دور آدم را بگیرند، سلام و صلوات بفرستید، در روزنامه چاپ کند... اینها وسائط است دیگر و إلاّ مسئلهای اتفاق نمیافتد. این وسط کی در اینجا باعث و بانی برای این مطلب شده است؟ همین کسانی که... بله! إن شاءاللَه راجع به این مطالب بعداً صحبت خواهد شد.
صحبت ما دربارۀ مسئلۀ علم بود که امام صادق علیه السلام میفرمایند: فَاسْألِ العُلَمَاءَ ما جَهِلتَ؛ هرچه را که نمیدانی اقدام نکن و توقف کن و برو از عالمش سؤال کن و برو از عالم بپرس تا آنکه به مرتبۀ علم برسی. در جلسه گذشته ـ اگر نظر شریف رفقا و دوستان باشد ـ عرض کردم در اینجا دو سه تا مسئله مهم هست که فعلا به آن اولی میپردازیم. مسئله مهمی که حضرت در اینجا اشاره میکنند میفرمایند فَاسْألِ العُلَمَاءَ ما جَهِلتَ، این عالم چه عالمی است؟ از کدام عالم باید سؤال کرد؟ پیش کدام عالم باید رفت؟ هرکسی که انسان میبیند که ظاهری دارد آیا این عالم است؟ هرکسی که مدعی بشود و ادعایی بکند آیا عالم است؟
یک وقتی ما با خودمان شوخی داریم، ولی امام صادق شوخی ندارد و مزاح نمیکند، حضرت مطلب را واقع میگوید. میگوید: اگر میخواهی بدبخت باشی دیگر چرا روایت عنوان را میخواهی بخوانی؟! برو هر کاری میخواهی بکنی بکن، هرچه و با هر کیفیتی و به هر قسمی باش. إنشاءاللَه درست است! و إنشاءاللَه گربه است و سینهاش گرفته است! با این چیزها میشود مطلب را گذراند. ولی یک وقتی نه! صحبت در این است که تو «عنوان» آمدی پیش من و من نمیخواهم بدبخت بشوی.

