اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان

14161
جلسات
نسخه عربی

لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان

10
  • الصّلاةُ خَیرُ مَوضوعٍ، فمن شاءَ استقلَّ ومن شاءَ استَکثَر؛1 «بهترین چیزی که در اسلام قرار داده شده است، نماز است؛ هر کسی می‌خواهد کمتر و هر کسی می‌خواهد بیشتر بخواند.»

  • یعنی ای بنده‌ای که پنجاه و یک رکعت نمازت را خواندی، باز هم دلت می‌خواهد نماز بخوانی؟! خُب بیا بخوان! هرچه بیشتر می‌خواهی نماز بخوانی، بخوان؛ راه بسته نیست! آن افرادی که من بر آنها واجب کردم که هفده رکعت نماز بخوانند، أضعف مأمومین‌اند.

  • حکم وجوب فقط هفده رکعت نماز یومیّه، به جهت مراعات أضعف النّاس

  • مستحب است وقتی امام نماز می‌خواند، ملاحظۀ مأمومین را بکند. اگر مأمومین افراد جوان و رشید و باطاقت هستند، سوره‌های بلند بخواند؛ اگر نه، در آنها ضعیف هست، کمتر، کمتر، کمتر کند؛ اگر یک پیرزنی هست که اصلاً نمی‌تواند رکوع کند، امام هم باید به ذکر واحد رکوع و یا به یک ذکر کوتاه سجده اکتفا کند، و سوره‌های بلند نخواند و دو آیه بخواند یا سوره‌های کوچک بخواند.2

  • پیغمبر هر کسی را برای نماز و تعلیم قرآن به جاهایی که مسلمان شده بودند می‌فرستاد، دستور می‌دادند که: «در نماز مراعات اقلّ مأمومین را بکنید!» خود رسول اللَه هم همین‌طور بودند.3 نمازهایشان همیشه کوتاه نبود، در بعضی اوقات چون مأمومین افرادی قوی و با نشاط بودند و با سوره‌های طویل هم با پیغمبر می‌آمدند، نمازهای طویل می‌خواندند؛ ولی اگر یک نفر ضعیف در آنها بود، دیگر ملاحظۀ آن افراد را نمی‌کردند، بلکه ملاحظۀ أضعف را می‌کردند.

  • حالا که مطلب از این قرار است، این هفده رکعت را هم ـ عیناً مانند نماز جماعت ـ که خداوند واجب کرده، ملاحظۀ اضعف ناس را کرده است؛ و امّا بقیّۀ ناس همیشه می‌توانند نماز بخوانند، و بهترین چیز هم نماز است دیگر!

  • از عارفی پرسیدند: تو چه‌‌کار می‌کنی؟ گفت: 

  • هر وقت که بخواهم من با خدا صحبت کنم، نماز می‌خوانم؛ و هر وقت که دلم بخواهد او با من صحبت کند، قرآن می‌خوانم.

    1. مکارم الأخلاق، ص ٤٧٢؛ بحار الأنوار، ج ‌٧٩، ص ٣٠٨.
    2. وسائل الشیعة، ج ٨، ص ٤١٩، باب ٦٩.
    3. همان، ص ٤٢٠:
      «عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال: ”و کان مُعاذٌ یَؤُمّ فی مسجدٍ علیٰ عَهد رسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم، و یُطیلُ القراءةَ؛ و إنّهُ مَرَّ به رجلٌ فافتَتَحَ سورةً طویلةً فقَرَأ الرّجلُ لنفسِه و صَلّیٰ، ثمّ رَکِبَ راحِلتَه فبلَغَ ذلک رسولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، فبعَثَ إلیٰ مُعاذٍ فقال:
      یا مُعاذُ، إیّاکَ أن تکونَ فَتّانًا؛ علیک بِـ ﴿وَٱلشَّمۡسِ وَضُحَىٰهَا﴾ و ذَواتِها!“ 
      و قال: ”و إنّ النبیَّ صلّی الله علیه و آله و سلّم کانَ ذاتَ یَومٍ یَؤُمُّ أصحابَه فیَسمَعُ بُکاءَ الصَّبیِّ، فیُخفِّفُ الصّلاة.“»