عرفان یعنی عبور از انانیت و نفسانیّات
11یک بنده خدایی شنیدم در یک جا در کشورهای خارجی اروپایی میخواستند یک مسجدی بسازند گفتند ما میخواهیم این را به عنوان عام بسازیم. گفت نخیر اگر اسم من را آن بالا مینویسید پولش را میدهم وگرنه نمیدهم. ـ نمیدانیم به کجا رسید حل شد بینشان مسئله یا حل نشد؟!ـ چرا؟ چون مسیر مسیر عرفان نیست، مسیر عبور نفس نیست. من باید مطرح باشم! باید اسم من باشد! بابا تو دو سال دیگر یک سال دیگر شش ماه دیگر تپی عزرائیل میآید سراغت میمیری، دیگر بعد از تو چه فایده؟ چه تضمینی هست؟ حالا هر چه هم باشد گیرم عمر نوح بکنی، گیرم عمر نوح بکنی، این چه کاری است؟ خدا انسان را حفظ کند، خدا همه را نجات بدهد، خدا دست همه را بگیرد و از این مسئله و از این کریوه انسان عبور کند. همه ما نیاز به دستگیری داریم، همۀ ما همه، از من گرفته و همه افراد و رفقایی که در این مجلس هستند و خارج از این مجلس، از رفقا و از دوستان، هیچوقت نگویید من گذشتم، نگذشتی، به واللَه نگذشتی، حالا یک وقتی قضیه لو میرود یک وقتی لو نمیرود، ولی هیچکداممان نگذشتیم، باید دست توسل به سوی ائمه و بزرگان و خدا همیشه دراز کنیم که خدا ما را عبور بدهد.
گاهی اوقات مطلب خیلی بر انسان مخفی میشود و پوشیده میشود آدم خیال میکند رد شده. آقا یک چیزی از آدم نخرند آدم اخمش اینجوری میرود درهم، اِ چرا فلان چیز را از من نخریدند. آقا یک مسئله را فرض بکنید که از یک شخصی سؤال نکنند میآیند از یک شخص دیگر سؤال میکنند، چرا از من سؤال نشده چرا به کسی دیگر حواله شده؟ نخواسته، مگر زور است؟ خب من میخواهم بروم از آقای ایکس بپرسم به بقیه چه مربوط؟
ما داشتیم در زمان سابق، گاهی از اوقات که مرحوم آقا یک پیغام میدادند، فرض کنید که در جلسهای گفته بشود، صحبتی میشد.

