اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عرفان یعنی عبور از انانیت و نفسانیّات

14381
عنوان بصری
نسخه عربی

عرفان یعنی عبور از انانیت و نفسانیّات

10
  • این مسئله است؛ یعنی مشکل برای انسان، برای یک سالک همین است، یعنی درست در نقطه مقابل حرکت کردن، که انسان در خط مقابل حرکت کند. راه خدا راه عبور از انانیت است و انسان در یک همچنین موقعیتی دقیقاً در همان انانیت دارد سیر می‌کند، در نفس دارد سیر می‌کند، آن نفس جهات مختلفی دارد، فنون مختلفی دارد، شعوب مختلفی دارد و در جایگاه‌های مختلفی است. هر کسی برای خودش؛ یکی تاجر است در آن حیطه این نفس فعالیت می‌کند، یکی طبیب است در آن حیطه این مسئله حرکت می‌کند، یکی مهندس است، یکی کاسب است، یکی اهل علم است و خدا به داد ما برسد و خیلی این خطر ما را تهدید می‌کند و خیلی باید ما مواظب باشیم. همه، مخصوصا که این قضیه در اینجا چون مسئله دین و مسئله علوم الهی در جریان است این مسئله خیلی مهم است.

  • لذا بزرگان فرمودند انسان به راحتی نمی‌تواند هر جایی برود، انسان به راحتی نمی‌تواند هر جایی سر بسپرد، انسان به این آسانی نمی‌تواند دست در دست کسی بگذارد. باید برود او را امتحان کند در سفر در حضر، در رفاه در سختی در عسرت، در مرض در صحت، در همه موارد با اشکال مختلف و به شکل‌های مختلف تا اینکه به این نقطه برسد که این شخص آیا گذشته یا نگذشته، یا چه مقدار گذشته، آیا واقعا از نفس گذشته یا اینکه نه هنوز مقداری باقیست؟ و به همان اندازه مسیر خود را معین کند. صددرصد سر نسپرد یک مقداری برای خود نگه دارد، مگر اینکه یک شخصی باشد خب اولیا آنها مسائلشان دیگر به‌ طور کلی متفاوت است و از مسئله خارج است. اینکه حالا انسان برود و دیگر کاملا [مطیع] بشود خب این مسئله به این کیفیت نیست.

  • لذا بیش از همۀ چیز ما در زمان صحبت بزرگان و آنها این مسئله را ما مشاهده می‌کردیم که این آفت آفتی است که به این زودی دست از سر انسان برنمی‌دارد و هر کس آمد و از این آفت گذشت از پل گذشته؛ یعنی کار مهم یک سالک رد شدن از این پل است. وقتی از این پل رد شد دیگر بقیه مسائل راحت است، دیگر بقیه مسائل آسان است، وگرنه ممکن است یک شخص فرض کنید که اهل سخا باشد، اهل جود و بخشش و انفاق و همه اینها باشد، انسان نگاه می‌کند عجب! ببین این که آدم خیری است، دست به خیر است اینجا این‌طور می‌کند آنجا مسجد می‌سازد، آنجا مدرسه می‌سازد آنجا دارد به خیرین چه می‌کند و چه آدم خوبی است. اینها خیلی خوب است ولی صحبت در این است که به چه میزان این مسائل در نفس او تأثیر مثبت گذاشته؟! اگر همان پول را از او بگیرند و بگویند به اسم یکی دیگر ما این را انجام می‌دهیم آیا نفسش تکان می‌خورد یا نمی‌خورد؟ یا اینکه نه اسم حاج آقا فلان باید پشتش باشد؟ الان ما وقتی‌که می‌رویم اینور و آنور مثلا یک درمانگاه ساخته‌اند حسب الامر حضرت فلان آیت اللَه ... بابا حسب الامر ندارد، عزیزم! درمانگاه است مثلا اسم یکی از ائمه، دیگر حسب الامر فلان! حتما باید آن بالا قشنگ آن هم درشت و خوب نوشته باشد، چرا؟ چون راه راه عرفان نیست؛ گرچه راه راه مسائل شرعی و ظاهری و تکالیف است ولی راه راه عرفان نیست. راه عرفان چیست؟ همانی است که وقتی مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه وقتی در مسجد کوفه سرویس‌های بهداشتی را تعمیر کردند آمدند کاشی درست کردند و گذاشتند که حسب الامر حضرت آیت اللَه فلان ـ آن موقع هم از این خبرها بوده! همیشه از این خبرها بوده! الحمدلله این یک چیزی است که از وقتی آدم ابوالبشر زائیده شد تا الان و تا زمان ظهور حضرت (حالا بعد از ظهور را بنده نمی‌دانم) این موهبت الهی که عنوان نفس و أنانیت و فرعونیت است این الحمدلله در همه بوده! این قضیه بوده، از زمان خلقت آدم از آن اول شروع شد تا الان! ـ مرحوم قاضی تا می‌آید نگاه می‌کند که حسب الامر حضرت آیت اللَه آقا سید علی قاضی طباطبایی... یک‌دفعه برافروخته می‌شود: چکش بیاورید ببینم! بلند می‌شود نردبان می‌گذارد با آن چکش می‌افتد به جان این کاشی‌ها، همه را خرد می‌کند می‌ریزد زمین، می‌گوید حالا خوب شد، حالا هرچه می‌خواهید بنویسید. آن مسیر چیست؟ مسیر عرفان آن است. آن مسیر عرفان آدم را به اینجا می‌رساند، این مسیر غیر عرفان آدم را به اینجا می‌رساند.