معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام
13حالا امام حسین را به او یک همچنین مرتبهای دادند؛ یعنی بعد از مرتبه امامت، بعد از آن ولایت کبری، بعد از آن مسئله دیگر جایی وجود ندارد، چیزی وجود ندارد، وقتی ماورای اولیای خدا آن اولیای مقربین، آنهایی که به مقام فنا رسیدند بگوییم دیگر راهی وجود ندارد، جایی وجود ندارد، دیگر نسبت به امام که دیگر مطلب ... حالا سیدالشهدا آیا خودش شائق و راغب و مایل برای جریان کربلا نیست؟ و خودش به دنبال ایجاد یک همچنین جریانی نیست؟
اگر یادتان باشد ـ نمیدانم در کدام یک از این سخنان گفتم ـ جریان کربلا جریان عجیبی است؛ یعنی باید روی این جریان فکر کرد، تأمل کرد. گفتم که امام حسین وقتیکه این تیری که دارد میآید به سمت فرزندش، آیا امام حسین میتواند یک قدری این طرف و آن طرف بکند یا نه؟ حضرت میدانند، چرا همینجوری بچه را نگه میدارد آن تیر هم قشنگ میآید دقیق میخورد به حضرت علی اصغر؟ چرا؟ چون خود امام دارد نسبت به این مسئله استقبال میکند، خودش میداند که در پس این پرده چه خبرهایی اتفاق خواهد افتاد، وگرنه بلند شود بچه را ده سانت هم اینطرف و آنطرف بکند خب تیر از آن طرف میرود دیگر، این مسائل واضح است.
وقتیکه من میگفتم امام علیه السلام خودش جریان کربلا را مدیریت میکند معنایش این است؛ یعنی خود حضرت براساس آن تقدیر و مشیت پروردگار خودش میآید و این جریان را به وجود میآورد، این افراد، آن باید انتخاب بشود، آن باید انتخاب شود، شمری باید بیاید، خولی باید بیاید، یزیدی باید باشد، عمرسعدی باید باشد، حرملهای باید باشد، هر کدام اینها و برای هر کدام از اینها او دارد الان مدیریت میکند، برای قطع شدن دست راست برادرش او دارد الان مدیریت میکند، آدم اصلا دیوانه میشود، وقتی میبیند که این جریان کربلا چیست و این مسئله چیست و چه مطالبی پشت این مطلب است و چه داستانهایی است، توجه میکنید؟

