توحید اساس ارتباط انسان با مردم
10مرحوم آقا دارند حرف میزنند اصلا دیگر با چه زبانی بگویند نظر من این است، با چه بیانی بگویند در در فلان مسئله و این مطلب عقیدهام این است. تا مجلس تمام میشد: آقا دیدی آقا را اینجوری صحبت کرد! کجا آقا اینجوری صحبت کرد؟ ما هم که نشسته بودیم، خوب است نقل قول نمیکنیم، گوش خودمان شنید. تو داشتی در این یک ساعت چه کار میکردی؟ گوش میدادی یا داشتی رنگرزی میکردی؟ کجا آقا یک همچنین حرفی را زد؟ کجا آقا یک همچنین مطلبی را گفت؟ اگر آقا یک همچنین حرفی بزند من پسرش او را دیگر قبول ندارم در این حد. آنوقت میگوید که آقا یک همچنین حرفی زد؟ نظر آقا یک همچنین چیزی بود؟ و و و و یعنی دیگر مسائل، تبعات و این مطالب پخش میشود به عنوان سخن اولیای خدا دارد پخش میشود که مثلا این حرف همه چیز خلاف، همه چیز خلاف. بعد میگوییم عجب!
خب بابا قبلا هم همین بوده، زمان امام صادق ابوحنیفه میآید میگوید که من دو سال پیش او بودم بعد میآید در مقابل امام صادق برمیدارد دکان و دستگاه درست میکند! خیلی عجیب است. این برای چیست؟ برای این است ما وقتیکه در قبال این مسئله حق قرار میگیریم میآییم با آن واردات، با آن ذخیرهها، با آن ارتکازات و با آنچه که در این مدت جدای از این مبانی ذخیره کردیم. چون اگر این مبانی ذخیره بشود این مبانی همهاش صفا و صمیمیت و صداقت و اینهاست، همینهاست. امام صادق به ما چه میگوید؟ به ما همینها را میگوید. موسیبنجعفر به ما چه میگوید؟ همینها را میگوید. پس آنچه را که ما در ذهن خود ذخیره کردیم مطالب آغشته به مسائل دنیا بوده، خودمحوریها بوده، جلب منافعها بوده، دوئیتها بوده، غیریتها بوده، شرکها بوده، کفرها، اینها را ما آمدیم جمعآوری کردیم و الان با آن جمعآوری در قبال مطلب امام صادق قرار میگیریم خب نمیشود. خب آن مطلب دیگر در ذهن نمیرود. مرحوم آقا باشد همین است، امام صادق باشد همین است، پیغمبر هم باشد همین است، خدا هم باشد همین است؛ یعنی اگر خدا بیاید پایین به صورت بشر، شما بالاخره روی پیغمبر هم عنوان بشری میگذارید آنوقت بگوید خود خدا هستم دیگر این را چه میگویی؟ میگوییم اگر خدا هم باشی قبولت نداریم!

