معیار اختلاف انسانها، در نحوه مواجهه با حق
12یک وقت بنده در همان زمانهای سابق که به یاد دارم و میدیدم که مرحوم آقا رضوان اللَه علیه [ایشان در کتبشان هم نوشتهاند این مسائل را] واقعا ایشان با بعضی از دوستانشان آنقدر صمیمی بودند و آنقدر نزدیک بودند که احساس دوئیتی در میان نبود، ما این را مشاهده میکردیم و از کیفیت رفتار و تصرفات ایشان خب این مسائل را کم و بیش و در حد فکر خودمان مورد ارزیابی قرار میدادیم و نتایجی میگرفتیم.
واقعا کسی نمیتوانست باور کند که این انسجام و این تعلق و این همبستگی آیا امکان دارد یک روزی گسسته شود؟ یعنی به حسب ظاهر اصلا غیرممکن مینمود، چون این نحو رفتار این نحو مجالست، این نحوه تقرب، این نحوه خنده، این نحوه صحبت و این نحوه کشف اسرار و رموز...، خب یعنی یک روزی این میشود که غیر از این باشد؟ و این مطالب به صورت دیگری دربیاید، به حسب ظاهر اصلا غیرممکن مینمود، غیر محتمل مینمود ولی با تمام این اوصاف و با تمام این احوال وقتی ما مشاهده کردیم که بعضی از دوستانشان بعضی از همین افراد از آن مبدأ ولایت فاصله گرفتند و مطرود شدند و این مطلبی که عرض میکنم این غیر از آن چیزی است که در بسیاری از موارد ما مشاهده میکردیم که از جهت تنبیه و تنبه مطالبی برای تادیب پیش میآمد و برای افراد چه از ناحیه خودشان و چه از ناحیه دیگر اساتیدشان و آن حسابش فرق میکرد و آن برای همه هست و اتفاق میافتد و حالت و کیفیت برخورد انسان هم خب متفاوت است، ولی نسبت به افرادی که طرد واقعی پیدا شده، ما مشاهده میکردیم که کان یکن شیئا مذکورا، اصلا انگار نه انگار چیزی بوده، هیچی. یعنی ایشان حالا بنشینند حسرت بخورند و ای داد! روی دستشان بزنند که چرا اینجور شد، چرا آنطور شد، نمیدانم حالا چه کنیم، حالا میشود یک کاری کنیم... و ما در همان وقت احساس میکردیم سایر افراد روششان متفاوت است با روش ایشان، در همان موقع یک همچنین مطلبی بود.

