معیار اختلاف انسانها، در نحوه مواجهه با حق
11پس وقتی که اینطور هست یک روز صرف دادن دل میشود به این و آن و انسان میآید سرمایهگذاری میکند، دلش را میگذارد، فکرش را میگذارد، زندگیش را میگذارد، تفریحش را میگذارد، صحبتش را میگذارد نشست و برخاستش را میگذارد، مجالس را میگذارد، یک روز هم میآید که تمام شد، دیگر خبری نیست، خیلی خب حالا برویم سراغ یکی دیگر! ببینیم این آیا نصیبی از این ارتباط برای انسان حاصل میشود یا نه؟ نه، خیال نمیکنم این دیگر مثلا همینجوری بگذارد و برود بالاخره یک خبری میکند و میرود و... و میگوید این خوب است و یک سال دوسال میگذرد، سه سال فلان در یک قضیهای میبیند این یکی هم بابا گذاشت و رفت عجب! عجب!
خب سه سال که آنجا، چهار سال آنجا، پنج سال آنجا، سه سال هم اینجا هشت سال، کی به خودت میآیی و این جریان را تمامش میکنی؟ خب نمیشود که آدم فرض بکنید که هی بیاید جلو و ارتباط برقرار کند و بعد هم قطع کند و خداحافظ اِ همینطوری، پس باید چه کند؟ باید ارتباطش را ارتباط خدایی قرار بدهد، آن دیگر هیچ وقت از بین نمیرود، چرا؟ چون خدا همیشه هست، اگر ارتباط ارتباط خدایی باشد خب یکی از اول نمیآید چون این برنامهاش را گذاشته...، اگر شما اینجا را میخواهی اینجا این شرایط را دارد، این مسائل هست این خصوصیات است، این قوانین است، اگر چیزهای دیگر است جای دیگر، مطالب دیگر، منویات دیگر مطالب دیگر جای دیگر، اما این مسئله این است آنچه که ما در روش مرحوم آقا رضوان اللَه علیه دیدیم ارتباطات ارتباطات الهی بود ارتباطات خدایی بود، هیچ چیزی دیگر در فکر آنها نبود و با این ارتباطات خوش بودند واقعا خوش بودند.
و به ما هم توصیه میکردند که در این مسیر فکرمان را قرار بدهیم یعنی آن کسی را که انسان برای رفاقت برمیگزیند فردی باشد که آن هم به دنبال همین قانون و قاعده باشد و با همین قانون و قاعده سراغ انسان آمده متقابلا او هم با همین نحو آمده و با همین کیفیت آمده. خب وقتی که اینطور هست پس بنابراین انسان دیگر خیالش راحت است، چه آن فرد و افراد بمانند یا نمانند، آن دیگر فرقی نمیکند چون این رابطهاش را براساس شخص نگذاشته که حالا به او بربخورد و خلاف توقع بشود، رابطهاش براساس [مبانی] الهی است، خب حالا یک وقتی یک شخص میآید و تا آخر خط و تا آخر نفس و تا آخر قدم هم بر همان ارتباط الهی میماند خب زهی سعادت و چه خوب و یک وقت نه، شخص میآید در یک جا و خلاصه حالا به هر کیفیتی! این مسئله به نحو دیگری خواهد شد! خب شد که شد، چیزی نشده، مسئلهای نیست، چیزی از دست نرفته چون این تا الان منفعت کرده، ضرر که نکرده، اگر ارتباطش را بر اساس شخص قرار میداد ضرر میکرد، خیلی خلاف توقع میشد، یک دفعه به هم میریخت، اعصابش به هم میریخت، آی فلان... این همه به خاطر چیست؟ به خاطر این است که یک دفعه خالی شده، چون احساس خلأ میکند که یک دفعه خالی شد، یک دفعه به هم میریزد، ولی وقتی کسی ارتباطش با رفیقش ارتباط الهی باشد، اگر آن رفیق یک روزی بگذارد برود خب برود تا اینجا بردیم از اینجا به بعد هم خدا بزرگ است. تا اینجا که دشت کردیم تا اینجا که منفعت بردیم تا اینجا که ما خلاصه گفتیم و مطالب را شنیدیم و بودیم و نشستیم و برخاستیم و بر آن اساس حرکت کردیم، هیچ پشیمان هم نیستیم و نادم هم نیستیم و همه چیز سر جای خودش، فردا شخص دیگر، پس فردا کس دیگر، این بیاید همه روی این جهت شکل میگیرد.

