اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صدق کلید وصول به خدای متعال

14243
عنوان بصری
نسخه عربی

صدق کلید وصول به خدای متعال

11
  • گاهی اوقات مرحوم آقا یك چیزهایی می‌پراندند یك چیزهایی می‌پراندند. یادم است یك جلسه جمعه‌ای بود از این جلساتی كه در منزل بود، می‌فرمودند كه یك روز حضرت با جمعی از اصحاب نشسته‌ بودند یك چند نفری از آن افرادی كه خیلی قرص و محكم بودند در ولایت، و دوروبر بودند آمدند در زدند. حضرت فرمودند بفرمایید. آمدند تو، گفتند كه آقا ما یك خواهش داریم یك چیزهایی فهمیده بودند یك چیزهایی سرشان شده بود و گویا یك مطالب [بالاتری‌] می‌خواستند سوای آنچه را كه مطرح می‌شود حضرت فرمودند: همین‌قدر كه به شما می‌گوییم را بگیرید و بپذیرید و بروید عمل بكنید و دیگر حالا كاری به بالاترین مطالب نداشته باشید. گفتند نه اینها را ما چیزهای دیگر می‌خواهیم. حضرت فرمودند حالا فعلا یكی از شما بیاید بعد ببینیم چه به سرش می‌آید، بعد حالا نوبت نفر بعد. رفتند در یك اتاق، دیگر وقتی آن شخص برگشت دیدند اصلا گیج است دیگر نه می‌تواند حرف بزند نه می‌تواند چه كند، معلوم نیست اصلا حالش چیست. ترسیدند گفتند نه همین یكی بس است. حالا چه مسائلی حضرت برایش رو كردند دیگر یك گوشه‌ای.

  • بعد آقا این را فرمودند: آدم نباید ول كند باید به امام حسین بگوید نه ما می‌آییم. این را گفتند. آدم وقتی می‌بیند نباید بترسد، امام حسین كه نمی‌آید خلاف كند. این این‌طور می‌بیند اما اینكه چه بر سر این آمده كه اینها نمی‌بینند. اینكه آدم نباید ول كند قضیه و مسئله را. آنهایی كه رسیدند به هر جا از این قسم شهامت‌ها رسیدند، از این نحوه رسیدند. گاهی اوقات انسان باید خودش را به دریا بیندازد، در كنار ساحل ماندن راه به جایی نمی‌برد، در همان حیطه انسان حركت می‌كند و قدم می‌زند.

  • ساعت دیگر هشت و نیم است و دیگر خسته شدم. مرحوم آقا گاهی كه دیگر خسته می‌شدند می‌گفتند دیگر بنزین‌مان تمام شده. عرض كنم حضورتان كه خیر است ان‌شاءاللَه. دیگر منظور این است كه بیاییم و چند كلمه‌ای را در كنار هم با هم مرور كنیم ببینیم كه چه خبر است، ببینیم كه دنیا چه خبر است آن بالاها چه خبر است.