
علت ارتکاب معاصی
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
علت ارتکاب معاصی
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
علت ارتکاب معاصی
10اینجاست كه ما وقتی كه به كلمات اولیاء الهی وقتی كه نگاه میكنیم و میبینیم كه هیچ از خودشان نداشتند. من در جلساتی كه با مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه بودم در تمام صحبتهایشان واقعا مطالبی كه ایشان میفرمودند هر كدامش الان من مینشینم و آن مطالب را مرور میكنم و رویش كار میكنم واقعا حرفهایی كه میزدند مطالبی بود كه هر چه میبایستی راجع به آن فكر كنیم میبینیم كم كردیم، ولی آنچه كه كاملا مشخص بود و كاملا از وَجَنات این بزرگ پیدا بود این بود كه به اندازه سر سوزنی به خود نمیدید. یعنی وقتی كه ما میدیدیم ایشان دارد یك همچنین حرفی میزند بلا بنسبة، نعوذ باللَه انگار فقط یك ربات است كه دارد حرف میزند، ربات از خودش چیزی ندارد، از خودش استقلال ندارد. حالا این تشبیه خب خیلی تشبیه مناسبی نیست ولی از باب اینكه مطلب [روشن بشود.] وقتی كه یك ربات یك حرفی میزند و شما میپذیریدف او خوشحال میشود؟ میخندد؟ نه او حرفش را میزند و بعد مثل چوب و دیوار میماند. وقتی ایشان صحبت میكرد ما اصلا و ابدا در سیمای ایشان، در چهره ایشان این را نمیدیدیم كه من دارم این را میگویم نگاه كن ببین چه مطلبی، ابدا حرفی كه میزد با نزدنش یكی بود. سخنی كه میگفت در بالاترین ...
خیلی از موارد پیدا میشد وقتی كه ما مطلبی از ایشان میدیدیم من دیدم دارد وقت میگذرد این را در حافظهام نگه میداشتم تا بعد بروم رویش فكر كنم ببینم چیه، یعنی آن موقع متوجه نمیشدم ولی میدیدم اگر بخواهم رویش فكر كنم مطلب بعدی را كه میگویند رد میشود، این را نگه میداشتم و فردا میرفتم روی آن فكر میكردم. با مرحوم آقا مثلا در میان میگذاشتم یا خودشان برای ما توضیح میدادند و در همان سعه خودمان به اصطلاح مطلب را [باز] میكردند. یعنی آن موقع ما نمیفهمیدیم، اینقدر مطلب مطلب بالایی بود. اما تمام اینها را كه نگاه میكردیم انگار یك كتابی را باز كرده و دارد از روی كتاب میخواند و بعد هم كتاب را میبندد. هیچ، ابدا به خود بگیرد. من این را دارم میگویم من این را الان دارم بیان میكنم و مرحوم آقا هم بعدا برای ما توضیح میدادند خودشان مسائل را برای ما توضیح میدادند، همین مطالب را ما نسبت به مرحوم آقا میدیدیم، اصلا و ابدا ... منتهی خب مرحوم آقا با یك جنبههای جامعتر و عرفیتر كه مورد توجه مخاطب قرار بگیرد بالاخره ایشان عالم بودند، خب این علمیت ایشان هم خودش مزید بر علت بود كه بتوانند جوانب و مسائل دیگر را بیشتر مورد توجه قرار بدهند. اما حقیقت مطلب همین بود.
