علت ارتکاب معاصی
15پیدا میكرد خب بسم اللَه. آن شخصی كه دارد یك كاری انجام میدهد كار خیر را باید از او ببیند، بالاتر از این این است كه همین عمل خودش را هم از او ببیند. نفس همین عمل از اوست، اگر اینطور باشد خب دیگر همه چیز بر وفق مراد و بر وفق مقصود خواهد شد.
لذا همیشه بزرگان به این سمت این مطلب را در صحبتهای خودشان در مسائلی كه داشتند همه به این سمت مطالب را سوق میدادند، میخواستند از این كاری كه شاگردانشان انجام میدهند از این زحمتهایی كه انجام میدهند آن نتیجه را ببرند و در آن كاری كه دارد انجام میدهد و در آن قدمی كه دارد برمیدارد در آن قدم متوقف نماند. متوقف در چه صورتی است؟ در صورتی كه بگوید: آقا من كردم، من این را انجام دادم، الحمدلله این كاری كه انجام دادیم خوب بود، استقبال مردم خوب بود، فرض كنید كه این نوشته مورد توجه مردم قرار گرفت، حرفی كه زدیم الحمدلله ... این متوقف شده است. عمل عمل خوب است ولی تو متوقف شدی، تو باید رد میشدی، تو باید از این عبور میكردی ولی در اینجا متوقف شدی.
اینجاست كه ما وقتی كه به كلمات اولیاء الهی وقتی كه نگاه میكنیم و میبینیم كه هیچ از خودشان نداشتند. من در جلساتی كه با مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه بودم در تمام صحبتهایشان واقعا مطالبی كه ایشان میفرمودند هر كدامش الان من مینشینم و آن مطالب را مرور میكنم و رویش كار میكنم واقعا حرفهایی كه میزدند مطالبی بود كه هر چه میبایستی راجع به آن فكر كنیم میبینیم كم كردیم، ولی آنچه كه كاملا مشخص بود و كاملا از وَجَنات این بزرگ پیدا بود این بود كه به اندازه سر سوزنی به خود نمیدید. یعنی وقتی كه ما میدیدیم ایشان دارد یك همچنین حرفی میزند بلا بنسبة، نعوذ باللَه انگار فقط یك ربات است كه دارد حرف میزند، ربات از خودش چیزی ندارد، از خودش استقلال ندارد. حالا این تشبیه خب خیلی تشبیه مناسبی نیست ولی از باب اینكه مطلب [روشن بشود.] وقتی كه یك ربات یك حرفی میزند و شما میپذیریدف او خوشحال میشود؟ میخندد؟ نه او حرفش را میزند و بعد مثل چوب و دیوار میماند. وقتی ایشان صحبت میكرد ما اصلا و ابدا در سیمای ایشان، در چهره ایشان این را نمیدیدیم كه من دارم این را میگویم نگاه كن ببین چه مطلبی، ابدا حرفی كه میزد با نزدنش یكی بود. سخنی كه میگفت در بالاترین ...

