علت ارتکاب معاصی
12اگر اینها را از خودم ببینم باید برآشوبم كه ای فلان شده مگر مجبور بودی بلند شوی بیایی گوش كنی؟ خب در خانه ات مینشستی و ...، من و باش كه باید بیایم اینجا نیم ساعت، یك ساعت، چهل دقیقه چكار بكنم و فلان بكنم و از اول حرف نمیزدیم ...، نمیدانم دیگر چیزهایی كه در آن جلسه قبلی گفتیم، نفس هی شروع میكند كار كردن و خلق كردن دیگر، هی درست میكند، نفس كارخانه است دیگر، كارخانه، همچنین خروجی دارد كه تهش درنمیآید، هیچی بابا كارخانه ماشینسازی هم باشد وقتی آهن و اینها تمام شود میایستد، ماشاللَه این نفس اصلا موادش تمام نمیشود. یعنی اگر شما دو ساعت این نفس را به كار بگیرید خروجی دارد، دو ساعت بشود پنج ساعت باز هم دارد، میخواهید امتحان كنید! نه نكنید هیچ وقت سراغ این امتحانها نروید، تا صبح بنشینید برایتان خروجی میزند و به جاهای خطرناك میرسد، حالا نمیایستد كه: این كار را بكنم، آن كار را بكنم، این بلا را دربیاورم، این را بگویم، این پیغام را بدهم، آن تلفن را بزنم، از شب تا صبح و از صبح تا فردا شب دارد باز همینطور ... این موادش هیچ وقت تمامی ندارد، هر كارخانهای باشد تمام میشود، اما این نه ماشاللَه خدا یك همچنین قدرتی قرار داده دیگر، همش كار میكند. بابا پس كی میایستی؟

