اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت ارتکاب معاصی

14099
عنوان بصری

علت ارتکاب معاصی

17
  •  می‌دیدیم، اصلا و ابدا ... منتهی خب مرحوم آقا با یك جنبه‌های جامع‌تر و عرفی‌تر كه مورد توجه مخاطب قرار بگیرد بالاخره ایشان عالم بودند، خب این علمیت ایشان هم خودش مزید بر علت بود كه بتوانند جوانب و مسائل دیگر را بیشتر مورد توجه قرار بدهند. اما حقیقت مطلب همین بود.

  •  گاهی اوقات موجب اعجاب من بود می گفتم آقا جان این مطالبی كه شما می‌گویید تا حالا نگفته اند، ایشان می‌خندیدند و می‌گفتند هر چه هست از آنجاست، ما چه هستیم؟ و راست می‌گفتند، ما راست می‌دیدیم، ما ایشان را صادق می‌دیدیم و حق می‌دیدیم. ولی ما اینطور نیستیم، الان یك مطلبی را بگوییم ادا درمی‌آوریم، می‌گوییم آقا ما چه هستیم و كه هستیم، ولی به ما بگویند بله صحیح می‌فرمایید، چی چی گفتی؟! حالا من یك چیزی گفتم تو داری اینطوری پشتش را ... مگر من هر چی می‌گویم تو هم باید بگویی؟ اگر راست می‌گویی برو جای دیگر ببین ... این حرفها چیه میزنی ... اینها همه در دل ماست، اینها باید از بین برود، همه این زنگارها همه باید صاف شود، آن خلل و فرجی كه نمی‌گذارد آن ماهیت ربطیه انسان صفای صددرصد و خلوص خالص را پیدا بكند و كاملا این جهات تكثر و اعتبارات و نفسانیات و اینها باید یك به یك برود.

  •  انسان از خدا بخواهد خدا خودش درست می‌كند، خدا همه چیز را درست بكند، واقعا از خدا بخواهید، شوخی نكنیم. گاهی اوقات برای انسان ممكن است حالی پیدا شود كه خدا می‌گوید بسم اللَه الان می‌خواهم درست بكنم، آن وقت ما نمی‌گذاریم! ما می‌گوییم نه! ما می‌خواهیم همین جا بمانیم، پیدا می‌شود برای انسان یك همچنین مسائلی پیدا می‌شود. خدا می‌گوید، خب من می‌خواهم عبورت بدهم، اما چون به این عالم و به این بوادی و در این فضا خو گرفته ای و نفس ما لذت كاذب حضور در این فضاها را چشیده، این لذت كاذب را نمی‌خواهیم از دست بدهیم. استاد می‌آید آدم را عبور بدهد، ما می‌گوییم نمی‌خواهیم عبور كنیم می‌خواهیم همین جا بمانیم! ای بابا! تو كه خودت آمدی، تو كه خودت می‌گویی آقا چه دستوری دارید؟ خودت می‌گویی آقا چه مطلبی داری؟ وقتی كه به اینجا می‌رسد همین كه می‌خواهی رد شوی نه یك جوری مثلا از آن فرار كنی، چی شد؟ این برای چیست؟ برای اینكه آن لذتی كه در این فضا آن لذت نفسانی و آن تعلق و آن گرهی كه نفس ما در این فضای توهمات و فضای تخیلات پیدا كرده، آن گره برای ما یك لذت كاذب آورده یك اشتهای كاذبی به وجود آورده، این اشتهای كاذب را سخت است از دست بدهیم، در عین اینكه می‌دانیم خب البته دانستن نیز مراتب دارد كه عبور از این مسئله برای ما یك بركاتی خواهد داشت اما در عین حال می‌ایستیم، اینجا دیگر باید به خدا پناه ببریم و از خدا بخواهیم كه خودش كمك كند و ما را از این موقعیت و از این فضای نفس و انانیتی كه ما را مانع شده است از این كه به آن حقیقت توحید راه پیدا كنیم خودش ما را عبور بدهد انشاللَه.