علت ارتکاب معاصی
13كی این فكرت آرام میگیرد؟ كی نفست آرام میگیرد؟ كی یك دقیقه میایستی با خدای خودت حرف بزنی؟ با خدای خودت صحبت بكنی؟
حضرت یونس آمد در آنجا دید عجب این اصلا دستگاه عوض شده همه چیز تغییر پیدا كرده، آنجا دید ها پس قضیه به من نبوده، حالا اگر مسئله از ناحیه دیگری باشد من خودم را یك وسیله و آلت و واسطه برای این مطالب ببینم: خیلی خب مشكلی پیش نیامده، حرفم قبول شد شد، اگر قبول شود خب خوشحال میشوم، چرا خوشحال میشوم؟ چون میبینم از طرف او بوده، دیگر این خوشحالی به من برنمیگردد، این خوشحالی خوب است، خیلی هم خوب است. پیغمبر وقتی یك نفر را هدایت میكرد خوشحال نمیشد و ناراحت میشد؟ يا عَلِىُّ لَان يهدى اللَه عَلى يدَيكَ رَجُلًا خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ1 اگر خدا یك نفر را به دستت هدایت كند از این كه تمام دنیا را به تو بدهند بهتر است، چرا؟ چون همه دنیا را باید بگذاری تنها بروی با یك كفن بروی، حالا این یك وجه پایین است بالاتر از آن این است كه یك نفر را به خدا وصل كردی دنیا چیه؟ طلا چیه؟ اینها كه جان ندارند، روح ندارند، نفس ندارند، این را زنده كردی، این نفس را حیات بخشیدی، این را به توحید رساندی، این را به تجرد رساندی.
لذا پیغمبر وقتی كه خوشحال میشد از ته دل خوشحال میشد، ... بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ التوبة، ١٢٨ معنایش همین است. این خوشحالی هم به او برمیگردد چون به او رفته است انسان خوشحال میشود، چون به او اتصال پیدا كرده، چون این مطالبی كه از او آمده این را تغییر داده و عوض كرده، نفسش را دگرگون كرده، این ابتهاج پیدا میكند، اگر هم نه، تغییر پیدا نكرده طوریش نیست، واسطهای بوده آمده تكلیفش را انجام داده رفته، تمام شد و رفت، و حتی این طرف قضیه از نقطه نظر نفسی تاثیر بیشتری دارد تا آن شقّ اول كه حالا این را بعدا توضیح میدهم.
- ١- بحارالانوار جلد ٢١ صفحه ٣٦١ و ميزان الحكمه جلد ١٠ صفحه ٣٢٤، قالَ اميرالمؤمنين عليه السلام: بَعَثنى رسول الله صلى الله عليه و آله: الَى اليَمَن وَ قالَ لى: يا عَلِىُّ لا تُقاتِلَنَّ احَداً حَتّى تَدعوُه، وَ ايمُ اللهِ لَان يهدى اللهُ عَلى يدَيكَ رَجُلًا خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ وَ غَرَبَت وَ لَكَ وِلاءُه يا عَلِىّ

