علت ارتکاب معاصی
11آن تا دیروز كلاه میگذاشت سرش و نمیدانم تاجش طلا بود و روی تخت مینشست، الان دیگر وسط نیل تاجی در كار نیست، دیگر تخت و عرش و نمیدانم بیا و برو و خدمتكاری نیست. خودش است و خودش، خودش است و خدای خودش، خودش است و این دریا و این رود نیل، آنجا دیگر تمام آنها همه رفت، بگیرید و ببندید و ...، اینها همه برای ما عبرت است، تمام اینها برای ما یك به یك عبرت است و برای همه ما هم پیش میآید، برای همه ما این مسئله پیش خواهد آمد كه این واقعیت نیاز و واقعیت احتیاج و واقعیات فقر را به جان لمس خواهیم كرد، لمس خواهیم كرد، حالا آن یك جور در دریا آن یك جور در مرض، آن یك جور در گرفتاری، هر كسی به یك نحو و به یك كیفیتی.
و لذا انسان باید این مسائل را اصلا همیشه در ذهنش بیاورد، هی بیاورد، هی ببرد، هی این مسائل را، این مسائل پیغمبران، آن یك مصداقش بود، همین قضیه برای ما هم هست. من الان دارم در اینجا صحبت میكنم نسبت به صحبتهایی هم كه میكنم باور دارم، حالا به خیال خودمان باور دارم، دوستان و رفقایی هم كه در اینجا تشریف دارند این مطالب را میشنوند، افرادی هم كه در اینجا نیستند در خارج از اینجا امشب دارند میشنوند و میبینند و بعدا هم میبینند، خب من چه توقعی دارم؟ توقع دارم این باور من را دیگران هم بپذیرند دیگر، وگرنه خب مجبور نیستم كه بلند شوم بیایم اینجا و بنشینیم و صحبت كنیم، حرفهای دیگر میزنیم، خب حالا اگر دیدم فرض بكنید كه از اینجایی كه رفتم مثلا یك عدهای حالا نه در اینجا در جاهای دیگر گفتند بابا این حرفها چی بود این آقا میزد؟ توهمات خودش است، خیالات خودش است، مسائل خودش است، یك چیزهایی سرهم كرد و وقت ما را هم گرفت ...، چه عكس العملی در دل من و در نفس من نسبت به این مسئله پیدا میشود؟

