اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

14045
جلسات
نسخه عربی

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

9
  • مسلمان‌ها هم که دبّابه‌ها را بردند نزدیک حِصن که آن را بشکافند، از بالای حصن با آتش گُداخته، آن هم نه اینکه هیزم را آتش بزنند و بریزند بر سر اینها و این پوست‌ها را آتش بزنند، بلکه میله‌های آهن را داغ می‌کردند و می‌انداختند روی این پوست‌ها و آن میله‌های سرخ‌شده از آن بالا می‌آمد و این پوست‌ها را آتش می‌زد و می‌شکافت. خلاصه مسلمان‌ها به‌این‌واسطه نتوانستند پیروز شوند، و ده دوازده نفر هم کشته دادند، و از این عمل منصرف شدند؛ چون دیدند که ناجح نیست. آنها هم پیغام دادند که: «یا محمّد! برگرد و بُت‌های ما را از بین نبر، ما می‌آییم و با تو صلح می‌کنیم و مصالحه می‌کنیم!1»

  • پیغمبر بعد از اینکه به مکّه رفتند و عمره را انجام دادند، به مدینه آمدند. عروة بن مسعود آمد به مدینه؛ آمدن او، هم به عنوان سفارت بود و هم به عنوان تماشا، و اینکه وضعیّت پیغمبر را تفحّص کند و ببیند که اینجا چیست؟ پیغمبر هم برای آنها اعلان اسلام کرد. عروة بن مسعود مردِ خیلی خیلی فکور، با عُمق و با سعه‌ای بود، در بعضی از روایات داریم که قبل از اینکه به مدینه برسد, اسلام آورد.2 وقتی به مدینه آمد و خدمت پیغمبر رسید و ایشان را زیارت کرد و وضع مسلمان‌ها را دید, بدون معطّلی اسلام آورد, و خودش گفت که:

  • اصلاً راهی از این عالی‌تر و بهتر نیست! سنّتی از این بهتر نیست! و این راهی است که هیچ‌کس از آن مستقیم‌تر نرفته، و رونده‌ای نمی‌تواند راهی را طی کند که از این راه بهتر باشد؛ لا یذهب عنه ذاهب!3

  • و از رسول خدا اجازه خواست که برود و پیغام را برای قوم خودش برساند و آنها را به اسلام دعوت کند؛ حضرت فرمودند: «إنّهم إذن قاتلوک! اگر بروی، تو را می‌کشند!»4

  • گفت: «یا رسول اللَه! چطور می‌شود؟! اینها مرا از چشمشان بیشتر دوست دارند، اینها به اندازه‌ای به من احترام می‌گذارند و مرا عزیز می‌شمارند که در همۀ کارهایشان با من مشورت می‌کنند، چطور می‌شود مرا بکشند؟!»

    1. تاریخ ابن‌خلدون، ج ٢، ص ٤٦٥.
    2. تاریخ الطّبری، ج ٣، ص ٩٦.
    3. المغازی، ج ٣، ص ٩٦٠.
    4. همان.