
روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
6مطالبی را كه به انسان میگویند نسبت میدهند، خیلی خیلی بخواهد نفوذ داشته باشد خیلی بخواهد نمی دانم تاثیر داشته باشد، میخورد به این عبا، حتی به قبا ... مرحوم آقا میفرمودند این حرفهایی كه فلانی زده فقط به این عبا و قبا خورده، من میگویم نه آقا فقط به عبا خورده به قبا هم نمیخورد. اینقدر یعنی ارزشی ندارد كه حتی بیاید نفوذ به قبا بكند، اگر خیلی ارزش داشته باشد ...، وقتی اینطور است پس من چرا تحت تاثیر قرار بگیرم؟ چرا من به هم بریزم؟ چرا من ناراحت بشوم؟ این قبا خودش همه چیز را تحمل میكند و قابلیت این را دارد كه هر كسی هر چیزی میگوید میآید میخورد به این و نفوذ دیگر نمیكند.
امام دارند به ما اینطور یاد میدهند، میگویند نگذار از عبایت عبور بكند و به قبایت بخورد و بعد به پیراهن داخل و بعد به استخوان و گوشت و برود داخل و برود به ذهنت و به نفست، هی برود، بابا جلویش را بگیر، خودت داری هُلش میدهی آن تو، این میتواند در همین ابتدا بایستد، میتواند در همین ابتدا توقف كند، تو دیگر نیایی فرو كنی. مثل آمپول اینقدری! كه فرض بكنید میتوانی یك سانتش را در عضله فرو كنی یا میتوانی تا ده سانت ... خودت بابا داری فرو میكنی، خب با یك سانت هم كار برمیآید و درست میشود، تو دیگر فشار نده، خودت داری این حرف را هی به خودت تحمیل میكنی و خودت داری تاثیر سوء را بر خودت ایجاد میكنی، آن یك حرفی فقط از دهانش درآمد تمام شد، یك حرفی فقط از قلمش سر زد تمام شد، دیگر بقیه اش با تو است، این دیگر بقیه اش به خودت مربوط است، امام میفرماید او اشتباه كرده یا نكرده، به او چه كار داری؟ او خودش میداند و خدای خودش، خودش میداند و تكلیف خودش، خودش میداند و تفكر خودش، خودش میداند و ظرفیت خودش، بقیه چی؟ حالا كه این رفت در گوش حالا شما بلند میشوی رویش چه كار میكنی؟ مانور میدهی، چرا دیگر مانور میدهی؟ این دیگر مانور مربوط به او نیست، این مربوط به شماست، دیگر مانور دادن ندارد، لذا قشنگ بزن به عبا و شب هم راحت سرت را بگذار روی متكا و دِ بخواب و خُرّ و پفت برود به هوا، انگار نه انگار حرفی شنیدی و انگار نه انگار حرفی به گوشت رسیده، بگیر بخواب، خواب هفت پریان و چه میدانم هفت پادشاه و هفت پریان هم ببین و بعدهم بلند شو و خلاصه به تهجد و مسائل دیگر بپرداز.
