روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
9بخواب، خواب هفت پریان و چه میدانم هفت پادشاه و هفت پریان هم ببین و بعدهم بلند شو و خلاصه به تهجد و مسائل دیگر بپرداز.
اما اگر آمدی این مطلب را در ذهنت بردی شب موقع خوابیدن رویش مانور دادی: این چه میشود؟ آن چه میشود؟ این كجا میرود؟ فردا صبر كن چی كار بكنم! حسابش را برسم! به فلانی بگویم! به آن بگویم! سمینار بدهم! كنفرانس بدهم! چكار بكنم! بابا اصلا همه را خراب كردی، ریختی همه را به هم، همه را از بین بردی آقا! پس سلوكت چی شد؟ پس راهت چی شد؟ پس نفست چی شد؟ پس مراقبه ات چی؟ كشك و پشم و ... اینها كه همه میگفتند چی شد؟ این مراقبههایی كه بزرگان میگفتند اینها برای همین موقع است، وگرنه آدم در همین زندگی عادی نه چیزی بشنود، نه چیزی ببیند، مراقبه از چه میخواهد بكند؟ مراقبه ندارد دیگر، این كه میگویند مراقبه برای اینجاست، اینجا بیا به كار ببر، اینجا بیا ازش استفاده كن، اینجا بیا تا از این رد شوی، از این پل بیایی رد شوی، از این مسئله عبور كنی، توجه میكنید؟ و از اینجا بگذری، نفست را كنار نگهداری.
لذا امام میفرمایند اگر طرف میگوید اگر یك حرف بزنی ده تا میشنوی فوراً بزن به لباس خودت این را كه آقاجان هیچ ناراحت نباش اگر تو ده تا، حالا حضرت گفتند ده تا وگرنه صد تا، هزار تا حالا هر چی، منظور این است كه مبنا این است اگر هزار تا هم بگویی همین هزار تا به عبای من خورده، من كاری بهت ندارم، من كاری به تو ندارم، من كاری به تو ندارم.
تو بر اساس توهمات و تخیلات خودت این مطلب را گفتی و من كه خودم را در تحت توهمات و تخیلات تو پایین نمیآورم، اگر بیاورم پایین باخته ام، من از توهمات و تخیلات میخواهم خودم را بالا بكشم، خب این كه همان شد. میخواهم خودم را به كلیت برسانم، خودم را به عقلانیت برسانم، اگر قرار بشود ... چون این چیزی كه تو میگویی خب بر اساس توهمات است، خب این كه مشخص است، این كه در آن شكی نیست، تو براساس عقلانیت كه نیامدی این حرف را بزنی، خیال بوده و براساس شنیدههای این و آن، آمدی برای ما یك چیزی بار كردی خیلی خب ممنون، خب حالا این باری كه كردی اگر قرار شد من هم بیایم جواب تو را بدهم خب پس من هم آمدم براساس همان توهمات و همان تخیلات به همان مقابل و به همان میزان آمدم پایین و از آن انسانیت به حیوانیت سقوط كردم، سقوط كردم به حیوانیت. پس بنابراین من هیچ وقت نمیخواهم خودم را ساقط كنم، من هیچ وقت نمیخواهم خودم را پایین بیاورم، من باید حركت كنم، من باید عبور كنم، من باید از جزئیت رد بشوم، من باید به كلیت برسم، من باید از این حرفها دربیایم خب كی باید دربیایم؟ كی باید دربیایم؟

