دیدگاه اهل معرفت راجع به واقعه عاشورا
14خب این انسان را تكان نمیدهد؟ واقعا اگر ما خداوند این توفیق را به ما عنایت كند كه این مسئله را یك خرده درك بكنیم آیا این قضیه در حال و هوای ما تاثیر نمیگذارد و در رفتار ما در ارتباط با افراد تاثیر نمیگذارد؟ كه چگونه با افراد برخورد كنیم، چگونه با اشخاص برخورد كنیم، چگونه با قضایا و مسائل برخورد كنیم؟ قطعا تاثیر دارد. حالا بیاییم این قضیه را نقل بكنیم، به به رسول خدا چه اخلاق خوبی داشت و آمد و از آنها گذشت و منزل ابوسفیان را مامن قرار داد و خداحافظ تمام شد خب این یك جور، یكی هم اینكه برویم و نسبت به این قضیه فكر كنیم این مطالب را در خود پیاده كنیم.
این واقعه هم همینطور است، بزرگان نسبت به این قضیه اینطور برداشتی داشتند. این كه بزرگان میفرمودند كه انسان باید بیاید و واقعه عاشورا را فقط از منظر مصائب نگاه نكند این جهت بود كه بله اگر انسان بخواهد فقط از نقطه نظر مصیبتی كه وارد شده نگاه بكند خب طبعا تاثیر میگذارد، دل شكسته میشود، اشك جاری میشود، و خب بركات و نعماتی بر این مسأله مترتب میشود، در این قضیه خب شكی نیست، اما اگر این اشك توام با آن فهم بیشتر و ادراك بیشتر باشد انسان غیر از آن دری كه در حال و هوای مجلس سیدالشهدا هست غیر از آن یك چیزهای دیگری را هم ادراك میكند، یك مسائل دیگری را هم ادراك میكند.
لذا سیدالشهدا یك واقعیتی است برای همه افراد و همه نفوس، این نیست كه انسان بخواهد در یك مرتبه باشد و بخواهد مرتبه دیگر را تخطئه كند، غلط است، تخطئه غلط است، ولی در واقعه سید الشهد انسان میتواند خودش را بالا بیاورد، از مراتب پایین به مراتب بالاتر برسد، این هدف و منظور بزرگان از این قضایا بوده، افرادی هم كه میآمدند در زمان خود بزرگان و مرحوم آقا ما مشاهده میكردیم، آنهایی كه میآمدند و با ایشان برخورد میكردند، اینها خب دارای افكار مختلف و دارای مراتب مختلفی بودند و منظورهای مختلفی داشتند. من یادم هست یك وقتی یك شخصی آمده بود، از بستگان هم بود، رفته بود پیش یك نفر كه آمده بود خدمت مرحوم آقا وقتی میخواست از ایشان تعریف بكند میگفتند ایشان فردی است كه فرشهای بیرونی كه بود با فرشهای اندرونی یكی است، این كه اینجا مثلا تفاوت داشته باشد و مثلا اهل زهد و فلان و اینها باشد، و ایشان یك همچنین فردی است!

