دیدگاه اهل معرفت راجع به واقعه عاشورا
12میدان. هر كسی كه میآمد پیش سیدالشهدا علیهالسّلام حضرت اجازه نمیدادند تا اصرار میكرد، بالاخره، وقتی كه حضرت علی اكبر میآیند اصلا حضرت نمیگویند [نرو] میگویند برو هیچ نمیگویند حالا تو بمان، چرا در قضیه حضرت علی اكبر اینطور بوده؟ با اینكه شدت علاقه سیدالشهدا به حضرت علی اكبر خب مشخص است، و عباراتی كه آن حضرت درباره حضرت علی اكبر دارد ا للّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ مُحَمَّد (صلى اللَه عليه وآله) كُنّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى نَبِيِّكَ نَظَرْنا إِلى وَجْهِهِ، خدایا تو شاهد باش كه جوانی به سوی اینها رفته كه از همه افراد به پیغمبر تو از نظر خُلق و خَلق و منطق و اینها نزدیكتر بود و هر وقت ما میل دیدار پیغمبر پیدا میكردیم به این جوان نگاه میكردیم. خب مثل این حضرت علی اكبر در روی زمین چند تا پیدا میشدند كه حالا یكی از آنها ...؟ یك نفر بود و آن همان حضرت علی اكبر بود. ولی وقتی كه میآید برای اذن میدان، حضرت فورا میگویند بفرمایید میخواهی بروی برو. چرا راجع به حضرت علی اكبر نگفتند حالا صبر كن یك ساعت دیگر، حالا دیر نمیشود ...؟ این چه قضیهای بوده؟ تا حالا ما به این مطلب فكر كرده ایم؟
این نكتهها هست كه باید به آنها برسیم، كه حتی راجع به حضرت ابوالفضل حضرت این كار را نكردند، حتی راجع به حضرت قاسم كه اوه چه اصرارهایی كرد این كار را نكردند و همینطور بقیه از برادرانشان و همینطور حتی از افراد دیگر. وقتی كه حر ابن یزید ریاحی میآید پیش آن حضرت و با آن حال و با آن كیفیت آن چنان حضرت با او برخورد میكنند كه انگار نه انگار، این یادش میرود كه چه كاری كرده و چه قضایایی و همه اینها زیر سر خودش بوده. اینطور برخورد میكنند، اگر ما بودیم چه میكردیم؟ میگوییم توبه كردی؟ غلط كردی توبه كردی، الان وقت توبه كردن است؟ این بساط را درست كردی حالا توبه هم میكنی؟ برو پی كارت و خب ما هم همین كار را میكنیم، درد ما همین است روشی كه داریم ما الان انجام میدهیم خب ما همین هستیم، توبه كردی بیخود كردی توبه كردی! آوردی ما را به اینجا رساندی و این بساط را درست كردی و حالا آمدی میگویی توبه كردم؟!

