دیدگاه اهل معرفت راجع به واقعه عاشورا
10جهل و بدون آگاهی یك نفر را بدون اطلاع از بین ببرد و از سر راه بردارد و مانع را از سر راه بردارد وقتی او را در این كفه قرار میدهد میبیند كه این كفه سنگینی میكند و نمیتواند این كار را انجام بدهد.
این یك مسئله یكی از مسائلی است كه در این قضیه اتفاق میافتد، اینجاست كه ما به این نكته میرسیم كه ما در قضیه عاشورا باید به یك مسئله بالاتر از این مصائبی كه اتفاق افتاده توجه داشته باشیم، یعنی این مصائبی كه اتفاق میافتد ما را یك حركتی بدهد، یك تكانی بدهد به سوی آن اهداف و آن مقاصد و آن منویاتی كه مورد نظر سیدالشهدا علیهالسّلام بوده و این حركت بر اساس آن منویات شكل گرفته.
در قضیه حرّ ابن یزید خب كافی بود كه وقتی كه حضرت با آنها برخورد میكند و روبرو میشود كاری به آنها نداشته باشد، خب خود آنها خود به خود از بین میرفتند. یا اینكه فوقش با یك ساعت برخورد دیگر چیزی باقی نمیماند، تشنه بودند، گرسنه بودند، از حال رفته بودند، نمیتوانستند مقاومت كنند، ولی سیدالشهدا در آن موقع به اینها آب میدهد به همه میگوید مشكها را در آن منزل قبل از آب پر كنید، بیشتر آب بردارید كه ما لازم داریم، پس معلوم است حضرت میدانسته كه در مقابلش این حر با افرادش میآیند، از همه این مطالب هم اطلاع دارد، وقتی میآیند به اینها آب میدهند این برای چیست؟ این برای این است كه امام علیهالسّلام میخواهد این مسئله را به ما بفهماند كه ما به دنبال تكلیف هستیم نه به دنبال این كه چه نتیجهای مترتب بر این میشود، نتیجه دست ما نیست، نتیجه دست خداست.
آنچه كه ما به دنبال او هستیم آن عبارت است از احیا و زنده كردن آن صفات الهی و صفات ربوبی، الان این فرد تشنه است، و این نیازمند به كمك دارد، خداوند رازق است من هم باید در اینجا به او كمك كنم و او را از مرگ نجات بدهم و آن صفات ربوبی را در اینجا پیاده كنم، توجه میكنید؟ آن صفات را در وجود خودم در این زمینه و در این موقف پیاده كنم.

