دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
15نمیشنوی هر چه دلت میخواهد بگو، اینقدر بگو تا خسته بشوی، این را امام میگوید، ما چه میگوییم؟ بیخود كردی همچنین حرفی زدی! تو راجع به من این را گفتی صبر كن حسابت را میرسم! تلفن را برمیداریم به این تلفن كن، به آن تلفن كن، از این اس ام اسها به این بفرست، به آن بفرست، این را لعنت كن، آن را لعنت بكن چه بكن چه بكن، چی چی؟ نه دیگر راه میافتیم دیگر، كم كم مشغول میشویم، به این بزن به آن بزن، این این را گفته، آن این را گفته فلان كرده و چكار كرده، شهر را به هم میریزیم شلوغ و پلوغ و فلان توجه میكنید؟ چرا؟ چون یك همچنین مطلبی یا حرفی راجع به او گفته شده، آقا خبر داری فلانی راجع به من یك همچنین حرفی زده، خب حالا زده كه زده چرا به من میگویی؟
بارها مرحوم آقا میفرمودند اگر غیبت من را هم كردید به گوش من نرسانید، یعنی میفرمودند من این را میگفتم حتی یك دفعه از تهران یادم هست در جلسه عمومی بود ...، حالا بالاخره یك دفعه انسان یك چیزی میگوید به گوش من نرسانید، چون همین كه یك نفر یك مطلب خلافی را به گوش انسان میرساند بخواهی یا نخواهی یك اثری خواهد گذاشت، خب چرا این اثر باشد؟ حالا طرف یك اشتباهی كرده، یك غلطی كرده، یك اشتباهی كرده یك حرفی از دهانش درآمده، یك چیزی گفته، من بلند شوم بگویم آقا در فلان جلسه بودم فلانی راجع به شما این را گفتند حالا خوب است؟ بعد هم طرف هم خودش هزار دفعه توبه كرده و پشیمان شده و نمیدانم من نفهمیدم و اشتباه فهمیدم و حالا به گوش من نرسد و این شخص توبه كند بهتر است یا به گوش من برسد و توبه كند؟ من تا وقتی این را میبینم یاد حرفش میافتم، تا وقتی میبینم یك چیزی از این در دل من خواهد بود، تا وقتی میبینم یك تصوری، تصوّر خلاف، اگر حرف حرف خوبی باشد خب خیلی خب این مسأله، اگر حرف خلاف و نامناسبی باشد كه اسمش را غیبت میگذارند دیگر غیبت چیست؟ ذكرك اخاك بما يكره شما حرفی بزنی كه آن شخص از این حرف ناراحت بشود به این میگویند غیبت، اگر واقعیت باشد غیبت است واقعیت نباشد كه اصلا تهمت است، چرا انسان بگوید؟ چرا انسان این حرف را بزند؟ چرا انسان بخواهد این به اصطلاح مطلب را به گوشش برسد.

