دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
13مرتبه بدوزد، بالاترین هدفی است كه انسان باید آن هدف را پیگیری بكند و بقیه را در این راستا قرار بدهد و چه بسا و چه بسا كه انسان در این زمینه با موانعی روبرو بشود، با موانعی برخورد بكند، خب باید آن موانع را مدنظر قرار بدهد و از آن موانع باید رد بشود.
علت اینكه ما نسبت به این مسائل كوتاهی میكنیم، تا بگویند كه آقا فلانی راجع به تو این را گفته خب بكشیم عقب خداحافظ شما، دیگر ارتباطمان [را قطع بكنیم]، تا بگویند آقا فلانی یك همچنین مطلبی گفته، فورا برویم كنار بگیریم بنشینیم و بگوییم آقا ما با این حرفها كار نداریم، خب این قضیهاش چیست؟ این حكایت از چه میكند؟ این حكایت از این میكند ما این مسائل را آنطوری كه باید و شاید رویش حساب باز نكردیم، ما مطالب دیگر را اساسیتر قرار دادیم، ارتباطات خانواده را اصل قرار دادیم و آن ارتباطات راه و سلوك را فرع قرار دادیم، شد شد، نشد نشد، خانواده را داشته باشیم بقیه حالا شد یا نشد مهم نیست، در حالی كه خیلی مهم است، خیلی حیاتی است و نگاه میكنیم عدم توجه به این مطالب كم كم كم كم كم آن حالت استقامت و آن حالت استحكام و آن حال و آن متانت و آن اتقانی را كه در انسان هست كم كم كم كم سست میكند و بیرنگ میكند و از آن شدت كم میكند و تبدیل میشود انسان به یك شخصی كه بالاخره خب بالاخره دارد زندگی میكند، دارد راهش را میرود، دارد زندگیاش را میكند و به این نحو.
در حالی كه خب راه انسان و حركت انسان و مسیر انسان خیلی ارزشش بالاتر از این است كه انسان بخواهد با یك حرفی و با یك مطلبی ...، یا اینكه به طور كلی اصلا متوجه بشود كه اصلا آقا چیزی نبوده، اصلا مسألهای نبوده اصلا چیزی نبوده، اصلا قضیهای نبوده، هیچ بوده، پوچ بوده مثل آن حرفی و مطلبی كه آن ابتدای صحبت و عرائضم، قضیهای كه عرض كردم، سر هیچ و صفر، سر هیچی، سر یك مطلب صفر و هیچی یك قضیه درست بشود یك مسأله درست بشود و بعد مشخص بشود كه اصل و پایه این هیچ بنیادی نداشته. خب پس ببینید چقدر این مسائل مهم است و امام علیهالسّلام دارند به چه مسائلی ما را حركت میدهند و جلو میبرند و ما را از این عالم تخیلات و عالم اعتبارات دارند ما را خارج میكنند.

