
معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
3یك وقتی، یك نفر، یك مطلبی (چندی پیش بود) راجع به یك موردی گفته بود، و بعد این قضیه به گوش این و آن رسیده بود و آن فرد خلاصه آمد و گفت یك همچنین مسئلهای هست و من میگویم اعتنا نكنیم به این مسئله، [وگرنه] شیوع پیدا میكند، گفتم آقا این قضیه از اول و از اصل صحت ندارد، اصلا از اصل. یعنی یك فردی، یك مطلبی را كه اصلا صحت ندارد و من جمیع الوجوه هیچ دخلی برای انسان در آن قضیه نیست بر اساس یك شبههای، بر اساس یك توهمی، بر اساس یك تصوری میآید ... حالا كی؟ افرادی كه خب اینها سالیان سال در خدمت بزرگان بودهاند، از آنها استفاده كردند، از صحبتهایشان استفاده كردند، خب پس چی شد؟ این استفاده از بزرگان چی شد؟ این رفت و آمدها، این وقت گرفتنها، این ملاقاتهای خصوصی، این كه ما میدیدیم و خودمان مشاهده میكردیم، برایشان چایی و میوه میبردیم، مینشستند و صحبت میكردند و استفاده میكردند خب بالاخره چی شد؟ آیا نباید این مطالب در انسان تاثیر بگذارد؟ این ارتباط با بزرگان نباید در انسان، در فرهنگ انسان، در برداشت انسان، در بصیرت انسان، در نگرش انسان، آیا نباید موثر باشد؟ طبعا باید باشد دیگر، پس انسان باید به خودش بیاید، متوجه بشود، این مطلب كه الان دارد به این كیفیت نقل میشود این از اساس غلط است. حالا انسان میآید این را به عنوان یك مطلب صحیح ...
خیلی برای ما اتفاق میافتد، برای همه ما اتفاق افتاده و میافتد، مطالبی كه الان گفته میشود، مسائلی كه در بین مردم هست، قضایایی كه در بین مردم ساری و جاری است، این به آن یك چیزی میگوید چشمت اینطور است، آن به این یك چیزی میگوید آنجایت این طور است، آن میگوید فلان حرف را زدی، آن میگوید نمیدانم آن را گفتی، و تمام اینها براساس توهمات و یك توهم و یك تخیل نشأت میگیرد و بعد این قضیه موجب چه میشود؟ موجب یك پیامدهایی میشود، چون بالاخره وقتی آن مطلب را به این میگوید این هم در مقابلش عكس العمل نشان میدهد و این عكس العمل این به گوش او میخورد آن یك عكس العمل نشان میدهد و یك سیكل مهیبی ایجاد میكند و یك شعاعی و این شعاع مثل آن قطرهای كه شما بیندازید در یك حوض كم كم كم، این شعاع و دایره توسعه پیدا میكند و گسترش پیدا میكند و خیلی مواردی را میگیرد كه در واقع اصلش چیزی نبوده هیچ بوده، قابل توجه نبوده، كاهی بوده، این كاه تبدیل به یك كوهی میشود، به یك كوه تبدیل میشود! چرا؟ چون این گفته و او پاسخ داده، آن پاسخ به گوش این رسیده و یك جواب داده، رفقای آن از پشت آن درآمدند و آنها آمدند و دِ بیا و درستش كن، حالا قضیه تبدیل به یك معضل میشود و چه كدورتهایی! حالا اینها را همه را بعدا عرض میكنیم، فعلا ما در آن اثرات منفی كه روی نفس خود انسان هست قرار شد كه ما مطالبی عرض كنیم بعد از پرداختن به این مسئله راجع به اثراتی كه در اجتماع این مطلب به وجود میآورد و در بین افراد این قضیه به وجود میآورد راجع به آن تا حدودی [صحبت میكنیم] خب همه الحمدلله رفقا و دوستان نسبت به مطالب وارد هستند و اطلاع دارند.
