اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

14٬913
عنوان بصری

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

توضیحات:

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

11
  • از اول دارد می‌زند به بیراهه، از اول دارد می‌زند به خاكی، از همان ابتدا دارد راه را عوضی می‌رود. آن بایزید می‌گوید شش سال است من اینجا هستم چشمم به چیزی اصلا نیفتاده، من اصلا نمی‌دانم این امام صادق زیر پایش چه پهن كرده، فرش پهن كرده؟ گلیم پهن كرده؟ حصیر پهن كرده؟ آن بالا چی چی هست؟ آن بالا چه اوضاعی است؟ كی می‌آید و كی می‌رود؟

  • در تمام مدتی كه ما در خدمت مرحوم آقا بودیم هیچ وقت من به دنبال این نبودم كه ایشان با كی وقت ملاقات می‌گذارند یا اینكه فرض بكنید كه چه شخصی را كم یا زیاد ... یا افراد می‌آیند، افراد می‌روند، اما در همان‌جا افرادی بودند كه آقا اینها ایراد به من می‌گرفتند، این چرا آمده؟ چرا ایشان ...؟ گفتم آقاجان دو روز تو را در این خانه راه داده‌اند بیا استفاده‌ات را بكن و برو بنده خدا، این كه كی می‌آید و كی می‌رود به ما ارتباط ندارد. پیش پیغمبر همه جور آدمی می‌آمد، أمیرالمؤمنین می‌آمد، واللَه ابوبكر و عمر هم می‌آمدند، خب می‌آمدند دیگر، خالد ابن ولید هم می‌آمد عبدالرحمن هم می‌آمد، از آن طرف سلمان می‌آمد، تو به اینها چه كار داری؟

  • این مطالبی كه عرض می‌كنم مطالب خیلی دقیق و حیاتی در حركت انسان و سیر انسان است كه چطور انسان خودش را از عالم توهمات و از عالم تخیلات به عالم تجرد و توحید نزدیك كند، چطوری نزدیك می‌كند، چه راه‌هایی هست؟ چه راهكارهایی برای این مسئله خداوند قرار داده كه انسان بیاید با اتكاء به آنها یكی یكی اینها را جدا كند بعد مقام جمعیت برایش پیدا شود، آن مقام جمعیت یعنی عدم تفرق، شما در تفرق به سر می‌برید، به همه فكر می‌كنیم غیر از خودمان به این فكر می‌كنیم این چی هست چه كاره است، كی از خانه درآمد، نمی‌دانم سوار چی شد، ماشینش چی چی است، نمره‌اش برای كجاست، این دكانش كجاست، دفترش كجاست، به همه فكر می‌كنیم بابا یك خرده به خودت فكر كن، این قدر همه را آمدی در این دفتر و فایل و پرونده جای دادی پس خودت این وسط چی؟ این مقام مقام تفرق و مقام تشدد است، درست عكس سلوك، یعنی اسم سلوك را اگر ما سر هر چه بگذاریم این درست می‌شود؟ نقطه مقابل، این می‌شود مقام شیاطین، هی شیطنت، هی پخش و پلا بودن، هی شلوغ كردن و به هم ریختن و خرابكاری كردن، هی در ذهن همه چیز را آوردن و ذهن را مشغول به همه چیز كردن و از خود غافل بودن، از خود اینكه بالاخره خود ما به اصطلاح كی هستیم.

/ 222