
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
3اما در قبالش حضرت میفرمایند: تو اینجور پاسخ بده كه اگر ده تا گفتی یكی هم جوابت را نمیدهم. چرا جوابت را نمیدهم؟ حالا آنكه چرا جوابت را نمیدهم نیاز به صحبت دارد كه چرا انسان نباید جواب بدهد، در كجا باید پاسخ بدهد و در كجا باید توجه و اعتنا نكند.
یكروز خدمت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بودیم، گفتم شنیدم فلان شخص راجع به شما و مطالب شما اینطور گفته است و اگر شما اجازه بدهید ما برویم مثلًا او را از اشتباه دربیاوریم، برایش رفع ابهام بشود. ایشان پاسخ دادند این فردی نیست كه در مقام رفع ابهام و اینها باشد، قضایا را خوب میداند، بنابراین رفتن شما چه نتیجهای دارد؟ یك وقتی شخصی است مطلب را اشتباه فهمیده [یا] یك قضیهای را اشتباه متوجه میشود، خب انسان باید [او را از اشتباه] دربیاورد و وظیفهاش هم هست، تكلیف است كه اگر یك وقتی سوءظنی در شخصی هست در مؤمنی هست، انسان آن سوءظن را برطرف كند.
یكی از دوستان كه هنوز در قید حیات است میگفت در خدمت مرحوم آقای حداد بودم، ایشان شنیده بودند كه او [شخصی دیگر] تحت تأثیر قرار گرفته و خیلی مطالب پشت سر ایشان میگویند از اینحرفها میزدند: این سنی است و ولایت ندارد و چیزهایی كه همیشه از این مسائل هست! یكدفعه در كنار خیابان با هم میرفتیم و مرحوم آقای حداد به این فرد سلام كردند او شخص معمّمی بود و جواب سلام آقای حداد را نداد و همینطوری رد شد. بعد وقتی كه رفتیم آقای حداد رو كردند به من گفتند: آخر ما چه كردیم كه باید این فرد جواب سلام ما را ندهد؟ مگر جواب سلام واجب نیست؟
تو كه عمّامه سرت هست اینقدر نمیفهمی كه جواب سلام واجب است! آنوقت چه توقعی از سایر افراد است! خیلی عجیب است، یعنی وقتی كه انسان به جایی خودش میرسد میبیند با بقیه فرقی نمیكند. اینها فقط زبان است كه تابهحال حركت میكرد، دل همراه این زبان حركت نمیكرد، صحبتهایی كه برای افراد میكرد، منبرهایی كه میرفت، نصیحتهایی كه میكرد، بالا، پایین، مقاله و كتاب مینوشت این طرف برو، آن طرف برو، تبلیغ، همه اینها فقط زبان میچرخید.
